|

با عرض سلام خدمت دوستان و مخاطبین عزیز
ماه خون وشهادت تسلیت باد
مدتی در سفر بودم حال که خداوند توفیق داد دوباره در خدمت ائمه معصومین باشم با فرا رسیدن ماه محرم آپ میکنم با نام محرم و عاشوری خونین عاشورائی
این سلسله آپ ها را عاشورائی نام گزاری میکنم
عاشورائی 1 ( گور معاویه کجاست؟!)
سيد محمد صادق طباطبائى - رجل معروف ايران در عصر مشروطه و پهلوى ، و رئيس پيشين مجلس شوراى ملى - در سال 1335 شمسى مسافرتى به سوريه مى كند. در آنجا به فكر مى افتد ببيند گور معاويه كجاست و چه وضعى دارد؟
طباطبائى از هر كس مى پرسد گور معاويه كجاست ؟ همه با يك ديد نفرت آميز به او پاسخ كوتاهى مى دهند و از راهنمايى وى خوددارى مى كنند. ولى وى مصرانه اين جستجو را دنبال مى كند و سرانجام در يكى از محلات پشت شهر تنها يك درشكه چى را مى يابد كه ، با گرفتن دست مزد مضاعف ، حاضر به بردن طباطبائى سر قبر معاويه مى شود. آن هم با اين شرط كه طباطبائى را به خارج شهر و نزديكى آرامگاه معاويه ببرد و آنجا او را پياده كرده و باز گردد و بقيه راه را خود طباطبائى پياده برود.
بهتر است از اين به بعد رشته كلام را به دست خود طباطبائى داده و بدون ذره اى كم و كاست گفته او را بشنويم :
مسافت زياد نبود، رسيديم . حياط خرابه محقرى مشتمل بر دو اطاق كوچك و فضايى در حدود 20 متر بود. سه پله مى خورد. پايين رفتيم . وسط حياط، حوض كوچك و مخروبه اى با آب گنديده ، كه سه مرغابى در آن زندگى مى كردند، وجود داشت . پيرزنى در گوشه حياط نشسته بود. دوكى در دست (داشت ) و مقدارى پشم در جلويش بود و نخ مى رشت . همين كه ما را ديد گفت : اينجا چه كار داريد؟
گفتم : آمده ام قبر معاويه را ببينم ، كجاست . گفت : معلوم مى شود شما عراقى هستيد، براى اينكه از اهل شام كسى اينجا نمى آيد، و با دست يكى از اطاقها را كه در چوبى كهنه اى داشت نشان داد. در را باز كردم ، اطاقى بود به مساحت ده دوازده متر كه محل دو قبر در آن ظاهر بود: روى يكى از قبرها پارچه سبز رنگ رفته و مندرس افتاده بود و دو شمعدان مسى قديمى هم رويش گذارده بودند؛ و قبر ديگر ساده و بى پيرايه بود. قدرى ايستادم و مانند كسى كه فاتحه بخواند مقدارى لعن به معاويه و بنى اُميّه فرستادم و از در بيرون آمدم !
هزار سياه : صفحه 167، به نقل از مجله خواندنيها: شماره 131

این را مقایسه کنید با زیارت حضرت علی(ع) و ابا عبدالله الحسین و.
و فرزندان اهلبیت (سادات مخصوصاً عالمان تشیع که اکثراً از سادات هستند را با فرزندان خلفای ملعون که هیچ اثری ازشان نیست را نیز مقایس کنید!!
آنوقت معنای کوثر و دم بریده برای اهل فهم روشنتر میشود!! 
جواز لعن بر معاويه :
عين الا ئمّه روايت مى كند كه به ده دليل ، لعن بر معاويه رواست : 1 - خروج او از اطاعت اميرالمؤ منين على عليه السلام 2 - شمشير كشيدن او بر روى اميرالمؤ منين على عليه السلام 3 - غصب كردن حقّ حضرت اميرالمؤ منين على عليه السلام 4 - انكار اهل بيت عليه السلام 5 - خود را مستحق امامت شناختن . 6 - كتمان فضل اميرالمؤ منين على عليه السلام 7 - جسارت به اميرالمؤ منين على عليه السلام بر سر منبرها. 8 - بهتان بر آن سرور نهادن به خون عثمان . 9 - ولايت بر اُمّت را به يزيد كافر دادن . 10 - قتل حسن بن على عليه السلام و وصيّت كردن به قتل امام حسين عليه السلام پس معاويه مستحق لعن باشد، بى شرط.
كامل بهائى : جلد 2، صفحه 210
اللهم العنهم جمیعا * الخائنین به ولایت امیرالمومنین
|