تبليغاتX
$$ عــطــر یـاســیــــن $$



 در مورد اثبات اصول امامت و ولايت 

 از قرآن و سنت حضرت رسول (ص)

بخش نكته نظرات دوستان

+ نوشته شده در  جمعه 1388/12/14;ساعت ;  توسط خواهران عطر یاسین;  | 

  به نام خداوند بخشنده و مهربان 

 موضوع: اثبات اصول ولایت از قران و سنت!

 مبحث اثبات ولایت و اصول سوم  از آئین پاک شیعه  اثناء عشری را از طریق قرآن و سنت انشاالله

بعد از اثبات اصول دین اینکه اولیاء امر چه کسانی بودند ابتدا در رد خلافت و ضدیت آن با قران کریم بحث خواهد شد

و سپس در مورد آشنایی با اولی الامر!

راستی اولی الامر چه کسانی بودند؟

مقدمه:

اولین دلیلی که شیعه عقیده دارد ولایت بعد از نبوت مورد تایید دین مبین اسلام است و از اصول دین قرار گفته است این فرمان اطاعت مطلق بعد از خدا و نبی مکرم اسلام از سوی خداوند رئوف و مهربان است:

اى کسانى که ایمان آورده‏اید! خدا را اطاعت کنید!! و پیامبر و اولیاى امر خود را [نیز] اطاعت کنید!!! ....

اگر توجه داشته باشید کلمه اطاعت کنید: (اطیعوا..) در ابتداء  یکبار در مورد خداوند تعالی آمده است و یکبار هم در مورد حضرت رسول و اولی الامر مجزا آمده است و همین موضوع نشان میدهد که مرتبه حضرت باری تعالی از همه خلایق بر امر اطاعت بالاتر و برتر است که در این شکی نیست.

اما در مورد اطاعت از حضرت رسول و  اولی الامر فقط یکبار  کلمه (اطیعوا) امده است و این بیانگر آنست که اطاعت از اولیاء امر همردیف  با اطاعت از رسول مکرم اسلام آمده است!

پس همانگونه که اطاعت آنها مطلق و بدون چون  و چرا واجب آمده است بنابر این نافرمانی از آنها موجب کفرو و تباهی میشود!

در ادامه ابتدا برای تحقیق میرویم ببینم خداوند اطاعت مطلق (أَطِیعُواْ)  برای چه کسانی واجب دانسته است؟

برای اینکه ببینیم چرا شیعه عقیده دارد اولیاء امر یعنی امامان!

و چرا عقیده دارد از  امامت بعد از نبوت اصول دین است! به طریق مختلف مورد بررسی قرار میدهیم

1) اینکه خداوند فرمان اطاعت مطلق  از اولیاء امر  را همردیف با اطاعت از رسول مکرم اسلام  بعد از اطاعت مطلق از خود آورده است!

در ادامه ابتدا برای تحقیق میرویم ببینم خداوند اطاعت مطلق (أَطِیعُواْ)  برای چه کسانی واجب دانسته است؟

بخش اول: اطاعت از چه کسانی واجب است؟

این بخش را به سه قسمت تقسیم میکنیم:

الف: اطاعت از چه کسانی علامت ایمانست! و اگر اطاعت نشوند به کفر میرسد!

ب: و دیگر اینکه  از اطاعت چه کسانی باز داشته و نهی کرده است!

ج: و دیگر اینکه فرمان اطاعت از چه کسانی نیامده است!

جواب الف:

در قران کریم به صراحت بارها و بارها اطاعت از خدا و رسولش مورد تایید است و سرباز زدن از اطاعت خدا و رسول خدا موجب کفر و یا باطل شدن اعمال است:

سوره : مائده /  آیه: 92

1) و اطاعت‏خدا و اطاعت پیامبر کنید و [از گناهان] برحذر باشید پس اگر روى گرداندید بدانید که بر عهده پیامبر ما فقط رساندن [پیام] آشکار است

سوره : محمد/  آیه: 33

2) اى کسانى که ایمان آورده‏اید خدا را اطاعت کنید و از پیامبر [او نیز] اطاعت نمایید و کرده‏هاى خود را تباه مکنید

سوره : انفال /  آیه: 46

3) از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و با هم نزاع مکنید که سست‏شوید و مهابت‏شما از بین برود و صبر کنید که خدا با شکیبایان است

سوره : ال عمران /  آیه: 32

4) بگو خدا و پیامبر [او] را اطاعت کنید پس اگر رویگردان شدند قطعا خداوند کافران را دوست ندارد

اینها تمام بیانگر این است که اطاعت از خدا  در گرو اطاعت از رسول خداست پس رسول خدا هرچه فرمان دهد تمام یارانش چه در زمان صدر اسلام ملکف به اطاعت بودند و در صورت فرمان بردن کافر میشدند

همین امر در حال حاضر و آینده نیز برای هر مسلمانی واجب بر اطاعت است در غیر اینصورت مسلمان نیست!

نکته اینجاست که وقتی خداوند فردی را معرفی کند و بگوید ایشان را اطاعت کنید اطاعت از او عین اطاعت رسول مکرم اسلام واجب میشود!

ب: و دیگر اینکه  از اطاعت چه کسانی بازد داشته!

جواب ب:

سوره:  ال عمران / آیه: 149

اى کسانى که ایمان آورده‏اید اگر از کسانى که کفر ورزیده‏اند اطاعت کنید شما را از عقیده‏تان بازمى‏گردانند و زیانکار خواهید گشت.

 در این ایه خداوند به شدت مسلمین را از اطاعت  انهایی که کفر ورزیدند باز میدارد که شناخت این افراد بسیار مهم است.

قبلان مفصل آیه آوردم منظور خداوند از کسانی که کفر ورزیدند چه کسانی هستند!

بنابر این جهت یادآوری میگویم در قران به کسانی که به پیامبر خدا و دین اسلام  ایمان آوردند ولی بعد در اثر نفاق و دوررویی و سستی از فرمان خدا دور شدند و به پیامبر خدا ستم کردند  و فرمان حضرت را مورد تمسخر میگرفتند و .. اینها همه نشانه کفر ورزیدن است

منظور خداوند در این آیه کافران نیستند بلکه مسلمانانیست که اعمال کافران را دنبا میکنند! و در نتیجه کافر میشوند! یعنی مرتد!

خداوند ما را نهی کرده از اطاعت مسلمانماهای کافر کیش! چه از حکام جور باشد ! چه به ظاهر  از علمای دین باشد! حتی اگر آن شخص پدر و مادر هم باشد!

قرآن کریم سوره عنکبوت:

و به انسان سفارش کردیم که به پدر و مادر خود نیکى کند و[لى] اگر آنها با تو درکوشند تا چیزى را که بدان علم ندارى با من شریک گردانى از ایشان اطاعت مکن!!! سرانجامتان به سوى من است و شما را از [حقیقت] آنچه انجام مى‏دادید باخبر خواهم کرد (8)

که خداوند چقدر ما را نهی کرده از تبعیت  از پدر و مادر و نیاکان! و  اطاعت را هم همراه با قید شرط آورده است.

ج: و دیگر اینکه فرمان اطاعت از چه کسانی نیامده است!

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید:


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/13;ساعت ;  توسط خواهران عطر یاسین; 

بخش دوم:

 اثبات اصول ولایت (2) معرفی و شناخت!

دوستان من دیدید که در بخش اول از قرآن بررسی شد که خداوند جز به سه مورد فرمان اطاعت مطلق داده است دیگر به هیچکس و هیچ چیز  فرمان اطاعت مطلق نداده است!

اطاعت از خداوند یکتا و اطاعت از پیامبر و اولیاء امر

اى کسانى که ایمان آورده‏اید! خدا را اطاعت کنید!! و پیامبر و اولیاى امر خود را [نیز] اطاعت کنید!!! ....

با توجه به اینکه طبق ایات قرآن کریم ثابت شد در نزد حضرت حق جایگاه اولیاء امر بعد از نبی مکرم اسلام است

یعنی جایگاه آنها برای ما امت محمد(ص)  از جایگاه تمام انبیاء و اولیاء پیشین بالاتر و برتر است

به چند سوال باید پاسخ داد!!

1) اولیاء امر چه کسانی هستند؟

2) اولیاء امر از سوی چه کس یا کسانی برگزیده میشوند؟

3) آیا اولیاء امر از سوی خدا و  رسول خدا به امت معرفی شده اند؟

4) اولیاء امر برای چه می آیند؟ کارشان چیست؟

5) وظیفه ما در قبال اولیاء امر چیست؟

اول لازم میدانم به این سوال جواب بدهم که: آیا اولیاء امر از سوی خدا و  رسول خدا به امت معرفی شده اند؟

1) أَطِیعُواْ اللّهَ ..

آنچه مسلم و قطع است اینست که از حکمت و انصاف خدا به دور است که کسی را به بندگان خود معرفی نکرده باشد و نشانه هایی برای شناخت او نیاورده باشد بعد بفرماید اطاعتش کنید!

آنهم  اطاعت بدون قید شرط! درست است؟

در این خصوص ابتدا در قران گشتی میزنیم ببینیم خداوند چه کسانی را بدون شناخت و آگاهی دستور اطاعت داده است؟

اول سراغ ذات اقدس باریتعالی میرویم!

خداوند آیا خودش را قبل از فرمان اطاعت معرفی کرده است و شناسه ای برای شناخت خود آورده است؟

124000 پیامبر با  اینهمه کتاب اسمانی آمدند تا خدا را به بندگان بشناسانند و هرچه که در زمین و اسمان و ذرات پیدا و ناپیدا موجود است نشان از ذات اقدس خدا دارد

خداوند اول خودش را معرفی میکند بعد میفرماید مرا فرمان برید!! مرا اطاعت کنید!

خدا خود را اینگونه معرفی میکند! و نشان میدهد:

به نام خداوند رحمتگر مهربان

بگو اوست‏خداى یگانه (1)

خداى صمد [ثابت متعالى] (2)

[کسى را] نزاده و زاده نشده است (3)

و هیچ کس او را همتا نیست (4)

همچنین سوره حشر:

هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ ﴿22﴾

هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِکُونَ ﴿23﴾

هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاء الْحُسْنَى یُسَبِّحُ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ﴿24﴾

اثبات اصول ولایت از قران و سنت! به ادامه مراجعه کنید:


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/13;ساعت ;  توسط خواهران عطر یاسین; 

مناظره با شامى به وسيله شاگردان امام صادق(ع)

ضمن عرض تسلیت شهادت امام صادق علیه السلام به همه شیعیان و دوستداران اهل البیت نبوه

مرحوم شيخ طوسى رضوان اللّه تعالى عليه به نقل از هشام بن سالم حكايت فرمايد:

روزى به همراه جماعتى از اصحاب حضرت ابو عبداللّه ، امام جعفر صادق عليه السلام ، در مجلس و محضر مباركش نشسته بوديم ، كه شخصى از اهالى شهر شام اجازه گرفت و سپس وارد مجلس شد و سلام كرد.

امام عليه السلام جواب سلام او را داد و فرمود: بنشين .

پس از آن كه نشست ، حضرت او را مخاطب قرار داد و فرمود:

اى مرد شامى ! خواسته ات چيست ؟

و براى چه به اين جا آمده اى ؟

آن شخص اظهار داشت : شنيده ام كه شما نسبت به تمام علوم و به همه مسائل آشنا و عالم هستى ، لذا آمده ام تا مناظره كنم .

حضرت فرمود: در چه موردى ؟

عرضه داشت : پيرامون قرآن ؛ و حروف مقطّعه و إ عراب آن .

حضرت فرمود: مطالب خود را در اين رابطه با حمران بن اءعين در ميان بگذار.

مرد شامى گفت : مى خواهم با شخص خودت مباحثه و مناظره نمايم ، نه با ديگران .

امام عليه السلام فرمود: مسائل خود را با حمران مطرح كن ، چنانچه بر او غلبه كردى ، بر من نيز غالب خواهى شد.

پس از آن ، شامى با حمران مشغول مذاكره و مناظره گرديد، به طورى كه خود خسته و عاجز گشت .

حضرت فرمود: اى مرد شامى ! او را چگونه يافتى ؟

پاسخ داد: او را شخصى متخصّص و آشنا يافتم ، هر آنچه سؤ ال كردم ، جواب كاملى شنيدم .

سپس عرضه داشت : چنانچه ممكن باشد مى خواهم با خودت پيرامون علوم عربى مناظره نمايم ؟

امام صادق عليه السلام اشاره به اءبان بن تغلب نمود و اظهار داشت : آنچه مى خواهى با اين شخص مناظره كن.

مرد شامى كنار اءبان بن تغلب رفت و در مناظره با او مغلوب شد، اين بار به حضرت گفت : مى خواهم در علم فقه مناظره كنم .

حضرت در اين مرحله يكى ديگر از شاگردان خويش را به نام زراره ، معرّفى نمود و به مرد شامى فرمود: با او مناظره كن ، كه تو را در مسائل ، قانع مى نمايد.

و چون با زراره مباحثه و مناظره كرد، نيز مغلوب گشت و شكست خورد؛ حضرت را مخاطب قرار داد و گفت : اين بار مى خواهم با خودت درباره علم كلام مناظره نمايم .
امام عليه السلام اين بار نيز به يكى ديگر از شاگردان خود به نام مؤ من طاق خطاب نمود و فرمود: اى مؤ من طاق ! با اين مرد شامى در آنچه كه مى خواهد مناظره نما.

پس او طبق دستور حضرت با مرد شامى در علم كلام مناظره نمود و بر او غالب گرديد.

و بر همين منوال با هشام بن سالم در توحيد و خداشناسى ؛ و بعد از آن با هشام بن حكم پيرامون امامت و خلافت مناظره انجام گرفت و مرد شامى شكست خورد.

و امام جعفر صادق عليه السلام شادمان بود و تبسّم مى نمود.

سپس شامى اظهار داشت : مثل اين كه ، خواستى به من بفهمانى ، كه در بين شيعيان شما اين چنين افرادى وجود دارند كه در علوم مختلف آشنا و مسلّط مى باشند؟!

حضرت فرمود: اين چنين فكر كن .

و پس از صحبت هائى حضرت فرمود: خداوند متعال حقّ و باطل را در كنار يكديگر قرار داد؛ و پيامبران و اوصياء را فرستاد تا بين آن دو را جدا سازند؛ و انبياء را قبل از اوصياء منصوب نمود تا فضيلت و عظمت هر يك بر ديگرى روشن شود.

مرد شامى در اين لحظه گفت : خوشا به حال كسى كه با شما همنشين باشد.

امام عليه السلام در پايان فرمود: جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل با رسول خدا - صلوات اللّه عليهم - همنشين بودند؛ و اخبار و جريانات را از طرف خداوند متعال براى آن حضرت مى آوردند.

سپس مرد شامى اظهار داشت : ياابن رسول اللّه ! آيا ممكن است ، كه من هم جزء شيعيان شما قرار گيرم ؟

و مرا نيز از علوم و بركات خود بهره مند فرمائى ؟

حضرت هم او را پذيرفت و به هشام فرمود: مسائل مورد نياز او را تعليمش ‍ بده ، كه برايت شاگردى شايسته باشد

اختيار معرفة الرّجال : ص 275، ح 494.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/20;ساعت ;  توسط خواهران عطر یاسین; 

picture.php?albumid=99&pictureid=2362

+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/04;ساعت ;  توسط خواهران عطر یاسین; 

نمیخواستم دیگر وارد سیاست بشوم!!

اما مگه میگذارند؟؟

فرار موسوی از اجتماع انبوه مردم در روز قدس!!

5302_964.jpg

 مردم شدیداً از آنها میخواهند از خر شیطان بیایند پائین

5303_960.jpg

نکته هائی در این تصویرها هست که نشان میدهد موسوی در روز قدس مورد خطاب شدید مردم قرار گرفته و متوجه شده است که جایگاهی بین مردم ندارد آنهم تهرانی که ادعا میکند مردم خیلی بهش رای دادند و هوادار او هستند

 از این جهت اقدام به فرار کرد و خیلی زود صحنه را ترک کرد

کروبی هم چندین بار مورد خطاب شدید مردم قرار گرفته است و مردم شدیداً از آنها میخواهند از خر شیطان بیایند پائین

اما کو گوش شنوا؟!

نکته جالب تر در روز قدس این بود که به اصطلاح طرفدران موسوی از تمامی کشور اطلاع رسانی شده بودند و در یکجا جمع شده بودند این جمعیتی بود که شما قسمتی از تصویر آن را در سیما دیدید

حدود 700 الی 1000 نفر در برابر جمعیت میلیونی عددی نبودند که موسوی به آنها دلخوش کرده است!

چون اکثر آنهائی که به موسوی رای دادند بعد از این جریانات و خطبه مقام معظم رهبری خط خودشان را از این جنبش سبز جدا کردند

و باز نکته جالبتر از همه موسوی کسانی را که در این تعداد جمعیت اندکم هم شعار های ضد اسلامی مانند (جمهوری ایرانی) با حذف نام اسلامی را میدادند گفته اینها از ما نبودند!!

اگر اینها را هم از جمعیت روز قدس جدا کنیم طرفداران موسوی جز آن تعداد از مسئولان دفتر و فامیل و آشنایان و عضو دفتر و محافظان نمیباشند که روی هم رفته 100 الی 200 نفر..

 

من میخواهم بگویم آقای موسوی 100 الی 200 نفر هوادار فریبخورده ارزش آن را داشت آبروی اینهمه سالها جهاد و حماسه را بریزی؟؟

این تذهبون؟

قسمتی از بیانیه حامیان جنبش سبز:

‌احمد توكلي بعضي شعارهاي مطرح شده در جريان راهپيمايي روز قدس را نشانه عدم پايبندي حـاميـان جنبـش سبـز به مباني انقلاب دانسته و خواستار اعلام برائت موسوي و خاتمي از حاملانايــن شـعــارهـا شـده است. مهمترين شعارهايي كـه مـوجـب اعتـراض تـوكلـي گرديده، يكي تاكيد عده‌اي از شعار دهندگان بر عبارت <جمهوري ايراني> بوده و ديگري شعار <نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران.> مشخص نيست توكلي با كلام منطق، مسئوليت اين شعارها را مستقيماً متوجه دو رهبر اصلاح طلب مي‌داند؟ كساني كه مسئوليت شعار چند جوان حامي خاتمي و موسوي را به حساب اين دو مي‌گذارند آيا حاضرند مسئوليت حمله به خاتمي با سلاح سرد و اهانت به موسوي را هم متوجه كساني بدانند كه در روزهاي اخير، زمينه هتاكي و حمله فيزيكي به موسوي و خاتمي را فراهم نمودند..............

 

خود حکایتها بخوان از این مجمل

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/31;ساعت ;  توسط خواهران عطر یاسین;  | 

خوب برادران اهل سنت خلفا آمدند اما صرفشان نکرد که آدرس و نشانه ای از سامری و گوساله اش بدهند

البته هنوز فرصت دارند! اما خدایش بعضی ها خیلی قشنگ آدرس دادند و حتی کروکی هم کشیدند!!

 سؤال پنچم از اهل سنت خلفاء:

« اما مبحث این هفته را به مناسبت روز جهانی قدس مینویسم »

{ روز قدس روز اسلام است }

چقدر خوب است اندکی بیائیم جلو و آئین و سنت پیامبر(ص) را در عصر حاضر جستجو کنیم

پیامبر خدا (ص) میفرماید: تسلیم خدا باشید

جلوی هیچ انسانی سر خم نکنید

زیر با زور و ستم نروید

بر کثرت لشگر دشمن و ازدیاد سلاح آنان هراسان نباشید

در مبارزه با دشمن دین از خدا استعانت بجوئید

که خداوند یار و یاور حق جویان است.....

پس تا خدا را دارید از هیچ چیز و هیچ کس هراس بدل راه ندهید....

حال میخواهیم روی این سنتهای پیامبر (ص) ببینیم کدام حکام کشورهای اسلامی به آن ایمان دارند و آن را مسند خلافت خود قرار دادند!

کدام کشور اسلامی هرجا مظلومی به فریاد آید به دفاع از او برمی خیزند؟!

کدام کشور اسلامی هرجا ظلمی دید اعلام انزجار خود را نشان میدهد؟!

کدام کشور اسلامی وقتی دین را در خطر دید تعصبات خام قومی و منیتها را کنار میزند و دین را یاری میکند؟!

برای رسیدن به جواب این سوالها یک مقایسه مختصر تاریخی میکنیم:

در جنگ عراق با ایران دول عرب بر طبل کوبیدند که جنگ بین عرب و عجم !!!

و تمام کمک خود را به صدام کردند و او را سر تا پا مسلح کردند و نتیجه خود را هم از دست نامبارک صدام گرفتند!

سگ هاری که خودشان بزرگ کردند تا روبروی ایران بایستد برگشت دست خودشان را گاز گرفت!!

اما حالا مردم عراق زیر یوق ستم آمریکا جنایت کار است!!

همین کشور ستم دیده ایران تمام ستم خود را فراموش کرده بخاطر حفظ اسلام

اما همان دول عرب دفاع از کشور عربی و اسلامی را رها کردند و به یک کشور کافر و ظالم همه نوع کمکی میکنند

این عربیت مرده ؟! یا حالا آمریکا عرب تر است؟!

حضرت امام (ره) میفرمودند: اگر تمام ملل عرب فقط یک ماه  نفت خود را به سوی دولت آمریکا ببندند او نابود میشود!

آیا یکماه زیاد است؟!

آیا در این یک ماه آنان از قحطی میمیرند؟!

آیا اصلاً دین اسلام فرموده با دشمن ظالم کافر سازش کنید و سر تسلیم و تعظیم فرود آورید؟!

*******************

مردم فلسطین هم سنی هستند هم عرب و هم مظلومی که ستم از سوی کفر 50 سال است بر سر آنان است

اما کدام دولت کشورهای اسلامی اعلام برائت از اسرائیل میکنند؟!

و مردمش را به راهپیمایی فرا میخواند؟!

ملل قدار عرب برای مبارزه با اسرائیل و دفاع از مظلومیت فلسطین چه اقداماتی انجام میدهند جز همکاری با اسرائیل؟!

کدام ملل عرب در جنگ 33 روزه لبنان به دفاع از مردم مظلوم بیانیه صادر کرد؟! با اسرائیل قطع رابطه کرد؟! و یا حتی یک محکومیت مصلحتی؟!!

اما ایران اسلامی  اصلاً اسرائیل را به رسمیت نمیشناسد

آیا این نشانه سنی بودن و یا عرب بودن ایرانیان است؟!

این نشانه مسلمان بودن و حقگرایی مذهب تشیع است

« یعنی اطاعت از فرمان خدا و سنت پیامبر خدا (ص)»

حضرت امام (ره) میفرمودند: اگر هر یک مسلمان یک مشت آب بر سر اسرائیل بریزد او غرق میشود

با بیان این مطلب میزان کوچکی اسرائیل و عظمت مسلمین مشخص میشود

حال این آن ایمان و اتکال به قدرت خدا بود که پیامبر خدا(ص) دستورش را داده بود؟!

کدام ایمان و پرستش خدا؟!

اصلاً  پرستش و اطاعت از کدام خدا؟!

شیعه ای که اهل سنت تو بوق میکنند به دلیل توسل به ائمه مشرک است ببینید چگونه با همان توسل به پاکان و نیکان خود و قدرت لایزال باریتعالی با همه اقلیت و ضعفش در برابر تمام کفرو ستم یک تنه ایستاده و سر تعظیم جلوی هیچ کس و ناکس خم نمیکند

اما دول اهل سنتی که توسل به اهلبیت را شرک میداند ببینید چگونه با تمام بزرگی و عظمتش در برابر ظلم و ستم کفار سر تسلیم و تعظیم فرود آورده و موش شده!!

آری وقتی واقعیتهای دین کنار برود و اهلبیت فراموش شود خواه نا خواه عظمت اسلام بر باد میرود و باید چیزی جای آن را بگیرد

چه چیزی جز خاری و خفت در برابر ظلم و کفر؟!

اینها نشانۀ چیست؟!

نشانه این است ما شیعیان با تبعیت از مولایمان منافع خود را رها میکنیم از حق مسلم خود میگذریم و ستم ها و خونهای ریخته شده هزاران فرزند آب و خاک را به خدا واگذار میکنیم تعصبات کور ملیتی و قومیتی را رها میکنیم

اما برای اسلام صبر میکنیم و از مظلوم دفاع میکنیم و به منافع اسلام فکر میکنیم و خویشتن خویش را فراموش میکنیم فقط به خاطر خدا و دین مبین اسلام و سنت بر حق حضرت رسول (ص)

اما اهل سنت خلفا به تبعیت از خلفای خود فقط به فکر جیب و خود و ریاست خود و دنیای خود هستند

و به چیزیی که فکر نمیکنند اسلام و ایمان است و عرب؟!

خیلی از کشورها اصلاً مسلمان نیستند اما چون مظلوم واقع شدند ایران از حقانیتشان جانبداری میکند واین نشانه حقگرایی مذهب شیعه است

حضرت امام (ره) میفرمودند:

جسم و جان و اهل و عیال، مهم نیست!!

آب و خاک مهم نیست!!

کشور مهم نیست!!

اسلام مهم است!!

قرآن مهم است!!

حال اهل سنت خلفا جواب بدهند:

کدام یک از شیعه یا سنی پیرو واقعی سنت پیامبر (ص)  هستند؟!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/24;ساعت ;  توسط خواهران عطر یاسین;  | 

  « شهادت مظلومانه حضرت علی (علیه السلام) تسلیت باد»

برادران اهل تسنن تا کنون نتوانستند جواب قانع کننده ای برای شرک یا توسل پیدا کنند!!

که البته البته هنوز در جواب ماندند!!

 

 طرح سوال چهارم :

سامری و گوساله اش کجاست؟!

 

این حدیث از جمیع علمای شیعه و سنی روایت شده که روزی حضرت رسول خدا (ص) به حضرت علی (ع) فرمود:

تو نسبت به من مانند هارون (ع) نسبت به موسي (ع) مي باشي

با این تفاوت که بعد  از من پيغمبري نخواهد آمد.

تاکید حضرت رسول(ص) هم در زمان حیاتشان است هم  بعد از رحلت نیز میتواند باشد!

برداشت آزاد از یس: (که چون بعد از من دیگر پیامبری نخواهد بود پس تو در امت من به منزلۀ هارون هستی.)

حال برای بررسی این حدیث داستان حضرت موسی و قومش را متذکر میشویم تا جایگاه خودمان را پیدا کنیم.

حضرت موسی (ع) بنا به فرمان خداوند هارون را به جای خود بر سر امت سرپرست کرد و به کوه طور به مدت 30 روز برای آوردن قانون خدا رفت..........

خداوند جهت آزمایش قوم موسی 30 روز را تبدیل به 40 روز کرد.......

در این مدت 10 روز قوم بنی اسرائیل از خدا پرستی به گاو پرستی رسیدند....

این داستان بارها در قرآن به انواع مختلف تکرار شده

به راستی؛ چرا داستان حضرت موسی (ع) برای ما از سوی خداوند علی اعلا آنقدر پیام دهند است که به دفعات متذکرمی شود؟!

به راستی چه پیامی را میخواهد به ما بندگان غافل برساند؟!

 

« مقایسه قوم حضرت محمد (ص) با قوم حضرت موسی(ع) »

{ سورۀ مبارکۀ طه }

 

قَالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِن بَعْدِكَ وَأَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ (85)       

خداوند فرمود: در حقيقت ما قوم تو را پس از [عزيمت] تو آزموديم و سامرى آنها را گمراه ساخت      

 

سوال : آیا آزمایش برای قوم حضرت رسول خاتم(ص) نیست؟!

آیا شورای سقیفه نمیتوانست یک آزمایش بزرگ الهی باشد؟!

وای که سرافکنده از آزمایش بیرون آئیم!!

 

فَرَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفًا قَالَ يَا قَوْمِ أَلَمْ يَعِدْكُمْ رَبُّكُمْ وَعْدًا حَسَنًا أَفَطَالَ عَلَيْكُمُ الْعَهْدُ أَمْ أَرَدتُّمْ أَن يَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبٌ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَخْلَفْتُم مَّوْعِدِي (86)      

پس موسى خشمگين و اندوهناك به سوى قوم خود برگشت [و] گفت اى قوم من آيا پروردگارتان به شما وعده نيكو نداد آيا اين مدت بر شما طولانى مى‏نمود يا خواستيد خشمى از پروردگارتان بر شما فرود آيد كه با وعده من مخالفت كرديد          

 

سوال : آیا این نکتۀ تاکیدی حضرت(ص) نیست که من و هیچ پیغمبری دیگر به سوی قوم نخواهد آمد؟!

آیا ده روز بیشتر بود یا ده ساعت که قوم حضرت رسول (ص) در ده ساعت دین خود را باختند و نافرمانی خدا و رسول (ص) کردند؟!

به چه ضمانتی صحابه رستگار شدند و دیگر به فساد نمی افتند ؟!

آیا خداوند چنین ضمانتی کرده؟!

 

قَالُوا مَا أَخْلَفْنَا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنَا وَلَكِنَّا حُمِّلْنَا أَوْزَارًا مِّن زِينَةِ الْقَوْمِ فَقَذَفْنَاهَا فَكَذَلِكَ أَلْقَى السَّامِرِيُّ (87)

بنی اسرائیل گفتند: ما به اختيار خود با تو خلاف وعده نكرديم ولى از زينت‏آلات قوم بارهايى سنگين بر دوش داشتيم و آنها را افكنديم و [خود] سامرى [هم زينت‏آلاتش را] همين گونه بينداخت

 

میگویند صحابه بسیار در راه دین مبین اسلام جانفشانی کردند و از تمام سختی ها گذشتند ولی دین خود را حفظ کردند چگونه می شود در یک آن همه کافر شوند؟!

بدترین کفر آن است که برای غصب خلافت منت به سر دین گذاشتند! و فضل و بخششهای خود را آوازه کردند! و از دین طلبکار شدند!

 

سوال : آیا قوم بنی اسرائیل سالها زیر ستم فرعونیان مقاومت نکردند؟!

آیا زرق و برق فرعونیان آنان را خیره کرد؟!

آیا برای همراهی با حضرت موسی(ع) از تمام زندگی و دیار خود نگذشتند؟!

پس چه شد که بعد از رهایی و آزادی از چنگ فرعونیان و دیدن اینهمه معجزه باز در یک آن به کفر رسیدند؟!

 

فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَذَا إِلَهُكُمْ وَإِلَهُ مُوسَى فَنَسِيَ (88)

پس براى آنان پيكر گوساله‏اى كه صدايى داشت بيرون آورد و [او و پيروانش] گفتند اين خداى شما و خداى موسى است و [پيمان خدا را] فراموش كرد.

 

سوال : به نظر شما در قوم حضرت محمد(ص) گوساله ای که صدا داشت کدام است؟!

که قوم حقیقت را گم کردند و به آن گوساله گرویدند!

آیا نباید در شورای سقیفه جستجو کرد؟!

 

َفَلَا يَرَوْنَ أَلَّا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلًا وَلَا يَمْلِكُ لَهُمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا 89  

مگر نمى‏بينند كه [گوساله] پاسخ سخن آنان را نمى‏دهد و به حالشان سود و زيانى ندارد          

لَقَدْ قَالَ لَهُمْ هَارُونُ مِن قَبْلُ يَا قَوْمِ إِنَّمَا فُتِنتُم بِهِ وَإِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمَنُ فَاتَّبِعُونِي وَأَطِيعُوا أَمْرِي (90)   

و در حقيقت هارون قبلا به آنان گفته بود اى قوم من شما به وسيله اين [گوساله] مورد آزمايش قرار گرفته‏ايد و پروردگار شما [خداى] رحمان است پس مرا پيروى كنيد و فرمان مرا پذيرا باشيد.

           

سوال: آیا این همان چیزی نیست که حضرت علی (ع) بعد از وفات حضرت رسول (ص) وقتی به درب خانه صحابه میرفت متذکر میشد؟! و سعی میکرد مردم را از غفلت نجات بدهد!

 

َالُوا لَن نَّبْرَحَ عَلَيْهِ عَاكِفِينَ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْنَا مُوسَى (91)          

گفتند: ما هرگز از پرستش آن دست بر نخواهيم داشت تا موسى به سوى ما بازگردد   

 

سوال : آیا در ادامه درخواست حضرت مردم دست رد به سینه حضرت علی(ع) و حضرت زهرا (س)  نزدند و گفتند یا علی ما حالا دیگر با ابوبکر بیعت کرده ایم اگر تو زودتر می آمدی با تو بیعت میکردیم؟!

 

قَالَ يَا هَارُونُ مَا مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا (92)  ........

[موسى] گفت اى هارون وقتى ديدى آنها گمراه شدند چه چيز مانع تو شد؟ كه از من پيروى كنى آيا از فرمانم سر باز زدى(93)

           

سوال : آیا این همان سوالی نیست که اکثراً از حضرت علی (ع) میپرسند که حضرت علی ما شجاع  بود!

 چه چیز موجب شد که وقتی صحابه را سخت در گمراهی می بیند سکوت کند؟!

 

قَالَ يَا ابْنَ أُمَّ لَا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَلَا بِرَأْسِي إِنِّي خَشِيتُ أَن تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي (94)

گفت اى پسر مادرم نه ريش مرا بگير و نه [موى] سرم را من ترسيدم بگويى ميان بنى‏اسرائيل تفرقه انداختى و سخنم را مراعات نكردى!

           

سوال : آیا غیر از این است که علی شجاع ما هم از همین ترسید که این نفاقی که توسط عده ای از خدا بیخبر در بین مسلمین افتاده موجب از بین رفتن دین شود؟! و برای جلوگیری از ازدیاد آن بهترین کار سکوت است؟!

 

قَالَ فَمَا خَطْبُكَ يَا سَامِرِيُّ (95)...........

[موسى] گفت اى سامرى منظور تو چه بود            

گفت به چيزى كه [ديگران] به آن پى نبردند پى بردم و به قدر مشتى از رد پاى فرستاده [خدا جبرئيل] برداشتم و آن را در پيكر [گوساله] انداختم و نفس من برايم چنين فريبكارى كرد (96) .............

 سوال : آیا غیر از آن است که خلفا برای غصب خلافت لباس تقوا را به دروغ بر تن کردند و برای غصب حق مولا علی (ع) از چیزی جز نفس خویش پیروی نکردند؟!

آنها با آیات قرآن با  دین مردم بازی کردند که خداوند فرموده وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ  چون ما شور کردیم پس خدا راضیست

آری قوم موسی هم برای ساخت گوساله شور کردند پس آیا خدا معاذالله راضی شد؟!

 

كَذَلِكَ نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَاء مَا قَدْ سَبَقَ وَقَدْ آتَيْنَاكَ مِن لَّدُنَّا ذِكْرًا (99)         

اين گونه از اخبار پيشين بر تو حكايت مى‏رانيم و مسلماً به تو از جانب خود قرآنى داده‏ايم

مَنْ أَعْرَضَ عَنْهُ فَإِنَّهُ يَحْمِلُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وِزْرًا (100)

هر كس از [پيروى] آن روى برتابد روز قيامت بار گناهى بر دوش مى‏گيرد.

 

پس ای مسلمانان عزیز در این ایام گرانقدر  به خود بیائیم و ببینم چه چیز را پیروی میکنیم؟!

مبادا در غفلت بمیریم و روز جزا شرمند حضرت رسول(ص) باشیم!!

 

آیا تا به حال با خودتان فکر کردید که اگر حضرت رسول (ص)

به مثال حضرت موسی (ع) است؟!

و اگر حضرت علی (ع) به مثال هارون است؟!

پس این وسط سامری کیست؟!

 گاوش کجاست؟!

و قوم بنی اسرائیل کدامند؟!

شاید این تصاویر کمکتان کند!

و شما را به شورای سقیفه رهنمون کند!

عکس  ملک فهد کنار ملکه بریتانیا    آنهم با علامت صلیب روی گردن
نظر شما چیست ؟

souood.JPG

 آیا این اسلامی است حضرت رسول(ص) برای ما به ارمغان آورد

یا گوساله سامری 02.jpg03.jpg

 

 

 

 

 

اهل سنت خلفا پاسخ دهند:..................

لازم به ذکر است به علت ایام پر برکت قدر نظرات دوستان بعد از ۲۳ ماه مبارک پاسخ داده خواهد شد.

در این فرصت اگر سامری و گوساله اش را پیدا کردید حتماْ به ما خبر دهید

با تشکر فراوان             التماس دعا            یس

+ نوشته شده در  جمعه 1388/06/20;ساعت ;  توسط خواهران عطر یاسین;  | 

ابن قتيبه دينورى گويد: على - كرم اللّه وجهه - فاطمه دختر رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم را شبها بر چهارپايى مى نشاند و در مجالس ‍انصار مى برد و فاطمه از آنان يارى مى طلبيد!!

آنان مى گفتند: اى دختر رسول خدا، بيعت ما با اين مردم (ابوبکر)  انجام گرفته است و اگر همسر و پسرعموى تو پيش از ابوبكر سبقت مى جست و از ما بيعت مى خواست ما از او رويگردان نبوديم ؛

و على عليه السلام مى فرمود: آيا مى بايست رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم را در خانه مى نهادم و دفن نكرده بيرون مى آمدم و با مردم بر سر قدرت او نزاع مى كردم ؟!

و فاطمه مى گفت : ابوالحسن كارى نكرده مگر همان را كه شايسته او بوده است و امت هم كارى كردند كه خداوند حسابگر و بازخواست كننده آنهاست .

و نيز پس از ذكر بيعت نكردن على عليه السلام گويد: پس عمر نزد ابوبکر آمده ، گفت : آيا اين مرد را كه از بيعت با تو سر باز زده به بيعت وا نمى دارى ؟

وى به غلام خود قنفذ گفت : برو على را نزد من فرا خوان ، وى نزد على رفت ، على به او فرمود: كارت چيست ؟ گفت : خليفه رسول خدا تو را فرا مى خواند!!

على فرمود: چه زود بر رسول خدا دروغ بستيد! قنفذ بازگشت و پيام را رساند. وى مدتى گريست ،

اما عمر بار دوم گفت : به اين مردى كه از بيعت با تو سر باز زده مهلت نده و او را به بيعت وادار.

ابوبکر به قنفذ گفت : نزد او باز گرد و بگو: خليفه رسول خدا تو را براى بيعت فرا مى خواند.

قنفذ بازگشت و ماءموريت خود را اجرا كرد، على عليه السلام فرياد زد: سبحان الله ! او مدعى مقامى شده كه حق او نيست!!

قنفذ بازگشت و پيام را رساند.

باز ابوبکر مدتى گريست ، سپس عمر برخاست و به همراه گروهى به در خانه فاطمه رفتند، در زدند، چون فاطمه صداى آنان را شنيد با صداى بلند گفت : اى پدر، رسول خدا، ما چه رنجها كه پس از تو از این دو نفر  ديديم !!

اللهم العن الاول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذالک

 پی نوشتها:

  الامامة و السياسة 1/19.

نقل از امام على بن ابى طالب عليه السلام ، ص 785 - 884.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/06/19;ساعت ;  توسط خواهران عطر یاسین; 

در خبرى طولانى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم به آن حضرت فرمود: بترس از كينه هايى كه از تو در سينه هاى كسانى هست كه تنها پس ‍ از مرگ من آشكار مى كنند؛ آنان ملعون خدا و همه لعنت كنندگانند.

آن گاه پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم گريست ، گفته شد: اى رسول خدا، از چه مى گرييد؟

فرمود: جبرئيل عليه السلام به من خبر داد كه امت به او ستم مى كنند و او را از حقش باز مى دارند و با او مى جنگند و فرزندانش را به قتل مى رسانند.

پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به على عليه السلام فرمود: پس از مرگ من كينه هايى كه در سينه هاى گروهى نهفته است آشكار مى شود و همه بر ضد تو دست به دست هم دهند و تو را از حق خود باز دارند.

جابر بن عبداللّه انصارى گويد: رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم در سكرات مرگ بود كه فاطمه عليهماالسلام بر آن حضرت وارد شد، خود را به روى حضرتش افكند و مى گريست ، پيامبر چشم خود را گشود و به هوش آمد و فرمود: دختركم ، تو پس از من ستم خواهى ديد و تو پس ‍ از من به استضعاف كشيده خواهى شد؛ هر كه تو را بيازارد مرا آزرده ، هر كه تو را به خشم آرد مرا به خشم آورده ، هر كه تو را شادمان كند مرا شادمان نموده ، هر كه به تو نيكى كند به من نيكى كرده ، هر كه به تو جفا كند به من جفا كرده و هر كه به تو ستم كند به من ستم روا داشته است ، زيرا تو از منى و من از تو، و تو پاره تن منى و همان روح من هستى كه ميان دو پهلوى من است .

سپس فرمود: من به پيشگاه پروردگار از ستمكاران امت خود به تو، شكايت مى برم .

سپس حسن و حسين عليهماالسلام وارد شدند و خود را بر روى بدن مبارك رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم انداخته ، مى گريستند و مى گفتند: فداى تو شويم اى رسول خدا؛ على عليه السلام خواست آنها را دور سازد

پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم سر برداشت و فرمود: برادرم ، رهاشان كن تا مرا ببويند و من هم آنان را ببويم ، آنان از من توشه گيرند و من از آنان ؛ زيرا آن دو پس از من به ظلم و ستم كشته خواهند شد و لعنت خدا بر قاتلان آنها.

سپس فرمود: اى على ، تو پس از من مظلوم قرار خواهى گرفت و من در روز قيامت خصم كسى هستم كه تو خصم او باشى .

معاوية بن ثعلبه گويد: ابوذر رحمة اللّه در مسجد نشسته بود و على عليه السلام در جلو او نماز مى خواند، مردى بر او وارد شد و گفت اى اباذر، آيا مرا از محبوبترين مردم در نزد خود خبر نمى دهى ؟

به خدا سوگند كه مى دانم كه محبوبترين مردم نزد تو محبوبترين آنها نزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم است .

ابوذر گفت : چرا، سوگند به خدايى كه جانم در دست اوست محبوبترين مردم نزد من محبوبترين آنها نزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم است و او همين شيخ مظلوم و ستمديده اى است كه حقش را غصب كرده اند.

امام مجتبى عليه السلام از پدرش على عليه السلام روايت كرده كه فرمود: چون آيات اول سوره عنكبوت : الم . احسب الناس ...(آيا مردم پنداشته اند كه آنان را رها ساخته اند كه بگويند ايمان آورديم ، و امتحان نشوند)؟ نازل شد من گفتم : اى رسول خدا، اين فتنه و آزمايش چيست ؟

فرمود: اى على ، تو آزموده مى شوى و ديگران هم به تو مورد آزمايش قرار مى گيرند، و تو (در پيشگاه خدا) از گروهى دادخواهى خواهى نمود پس ‍ براى دادخواهى آماده باش .

حضرت رضا عليه السلام فرمود كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم به على عليه السلام فرمود: اى على ، تو حجت خدايى ، تو باب خدايى ، تو راه به سوى خدايى ، تو آن خبر بزرگى ، تو راه راستى ، تو مثل اعلايى ، تو امام مسلمانانى ، و امير مؤمنانى و بهترين اوصيا و سرور صديقانى .

اى على ، تو فاروق اعظم و صديق اكبرى . اى على ، تو جانشين من بر امت منى ، تو ادا كننده دين منى ، تو انجام دهنده وعده هاى منى . اى على ، پس ‍ از من مظلومى ، اى على ، تو پس از من تنها مى مانى . اى على ، پس از من از تو دورى مى گزينند، من خدا و همه حاضران امتم را گواه مى گيرم كه حزب تو حزب من است و حزب من حزب خداست ، و حزب دشمنانت حزب شيطان است .

پی نوشتها:

بحارالانوار 28/45.
همان /50.
 بحارالانوار 28/76.
بحارالانوار، ط كمپانى 8/71 و.
 بحارالانوار، 28/69.
 عيون اخبار الرضا عليه السلام 2/6.
 نقل از امام على بن ابى طالب عليه السلام ، ص 881 - 884.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/18;ساعت ;  توسط خواهران عطر یاسین; 

با سلام  و به امید قبولی طاعات همه مخاطبان محترم  .     آمین

موضوع:                  انتخاب اولیاء امر از امور الهیست!!

نویسنده : کاک احمد

 [ مقدمه:]  

اهل سنت عقیده دارد اولی الامر در آیه ۵۹ سوره نساء منظور شورا میباشد! و انتخاب خلیفه مسلمین از امور خود مسلمین است!!

اما تشیع عقیده دارد اولی الامر ائمه معصومین (ع) هستند و انتخاب آنها با خداوند است

فصل اول:  3 سوال از اهل سنت:

 1) شورایی که اهل سنت از آن دم میزنند الان کجاست که خلیفه را برگزیند؟ این خلیفه منتخب شما کیست؟

خوب شما که به مهدی صاحب زمان ایمان دارید شورا تشکیل بدهید و این مهدی را انتخاب کنید! ببینیم چه کسی است؛ برای چه دست روی دست گذاشته اید و ظلم و بیداد را تحمل میکنید؟ مگر مسلمان نیستید؟

ما منتظر خدا هستیم تا اجازه ظهورش را بدهد شما منتظر چی هستید؟ شورا تشکیل بدهید و مهدی نامی را خلیفه کنید!!

2) انتخاب خلیفه توسط مسلمین طبق کدام آیه قرآن بوده است؟

کجای قرآن خداوند فرموده خلیفه انتخاب کنید؟

وقتی تعدادی صحابه جمع میشوند و برای خودشان تعین تکلیف میکنند طبق کدام آیه تصمیم میگیرند؟

3) و یک سوال ویژه اینکه آیا شما اهل سنت فکر میکنید که خلفا از پیامبران داناتر و عاقل تر و والاتر بودند؟!

زیرا ما عقیده داریم خداوند حق انتخاب خلیفه و رهبر دین را به هیچکس حتی پیامبران هم نداده چگونه خلفا چنین حقی پیدا کردند؟!

 از کدام آیه قرآن به این نتیجه رسیدید؟!

*********************************************

این بحث از آنجا شروع شد که اهل سنت ادعا کردند شما  شیعه ها نمیتوانید ثابت کنیم که انتخاب خلیفه فقط از سوی خداست و حتی یک آیه بیاورید!!

جواب: مطمئن باشید اگر پیامبران و یا امتها اجازه چنین کاری را داشتند حضرت رسول اکرم(ص) از همه شایسته تر و مقدم تر بودند تا حد اقل شورای انتخاب خلیفه گی را مشخص کنند و نفرات مورد اطمینان خود را به امت معرفی میکردند!!

شما ادعا میکنید که عمر از پیامبر(ص) معاذالله بهتر فهمید که شورای 6 نفره تشکیل داد اگر این کار درست بود چرا رسول اکرم (ص) نکرد؟

آیا همین کار را حضرت رسول اکرم(ص) نمیتوانست انجام بدهد؟؟؟

کاک محمد از اهل سنت جواب دادید: ما قائل به برتري خلفاء راشدين بر انبياء نيستيم . اما به اين قائليم كه خلفاء راشدين بهترين افراد امت پيامبر (ص) هستند . و در ميان آنها ابوبكر (رض) به مقام صديق رسيد . و مقامش از بقيه بالاتر است . (اللهُ اعلم )

و آنها را معصوم نمي دانيم، و چون آنها اهل شور و مشورت بودن در زمان خلافتشان بهترين تصميمات را گرفتن .

و حالا خلاصه ی  عقیده شیعه  به روایت از قرآن کریم و اخبار مستند تاریخی !!!

 نویسنده: کاک احمد                 شنبه 31 مرداد1388 ساعت: 13:13

 >1< بخش اول:

در جاي جاي قرآن خداوند فرياد ميزند كه هيچ امتي قادر به انتخاب رهبر جهاني براي دين نيست!!

در جائی که خداوند آیه آشکار و روشن دارد که در اموری که خدا و رسول(ص) آن تصمیم گرفتند شور کردن و مداخله جایز نیست!!

چگونه در چنین شرایطی میگویید مردم خلیفه انتخاب کردند؟ و بهترین تصمیم را گرفتند؟؟

این آیه نشان میدهد که امر الهی با امر هُم!! متفاوت است و انتخاب سرپرست دینی از امور الهیست

 اگر اهل تحقیق هستید دقت کنید!!

 امر الهی یعنی: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ (( أَطِيعُواْ اللّهَ)) و (( َأَطِيعُواْ الرَّسُولَ)) و(( َأُوْلِي الأَمْرِ )) مِنكُمْ ........ ﴿59﴾

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد (( خدا را اطاعت كنيد )) و(( پيامبر )) و(( اولياى امر )) خود را [نيز] اطاعت كنيد ........

 این امر در راستای اصول دین است!!!

خدا !! نبوت !! ولایت !!!

پس از اصول دین است!!!

و فرمان خداوند بدون چون و چرا با صراحت کامل به ایمان آورندگان است

پس دیگر دخالت و شور و مشورت در تغییر و یا چگونگی اجرای آن خشم و عذاب الهی را به همراه دارد!!!

*********************************************

امر خودمان یعنی: شورا!! وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ و((َأَمْرُهُمْ )) شُورَى (( بَيْنَهُمْ )) وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ﴿38﴾

و كسانى كه [نداى] پروردگارشان را پاسخ [مثبت] داده و نماز برپا كرده‏اند و(( كارشان )) در(( ميانشان )) مشورت است و از آنچه روزيشان داده‏ايم انفاق مى‏كنند

این امر در راستای چگونگی اجرای فروع دین است!!

دقت کنید: چگونگی اجرا!! نه خود فروع دین!! 

اقامه نماز!! شور و مشورت !!! انفاق !!

و هیچ جمله دستوری در آن دیده نمیشود که دیگر نوع آن تغییر پذیر نباشد!!

*********************************************

حضرت رسول (ص) اگر مشورت کردن آموخته که آموخته حتماً نوع مشورت کردن را نیز آموخته!!

و حضرت رسول(ص) قبل از آنکه مشورت کردن آموخته باشد اطاعت امر را نیز آموخته!! که او آمده برای آموزش اطاعت امر!!

 همانگونه که در زمان وجود مبارک ایشان خود با اصحاب پیرامون مسائل کشوری و لشگری و خصوصی و .... مشاوره میکردند

مگر نمیشود در زمان نبودشان اولیاء امر در همین امور مشورت کنند؟؟؟؟

اصل مشورت سوال نیست امور مشورتی سوال است!!

 و اینجاست که خداوند انتخاب سرپرستی امت را از امور خود دانست!!

صریح و آشکار دخالت در امر خود را نهی کرد و مداخله گران را وعده ی عذاب داده است!!

*********************************************

در مورد دخالت بیجا در امر الهی خداوند در سوره احزاب میفرماید:

وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ (( إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ  أَمْرًا )) أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ (( أَمْرِهِمْ )) وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِينًا ﴿36﴾

و هيچ مرد و زن مؤمنى را نرسد كه (( چون خدا و فرستاده‏اش به كارى )) فرمان دهند براى آنان (( در كارشان )) اختيارى باشد و ((( هر كس خدا و فرستاده‏اش را نافرمانى كند))) قطعا دچار گمراهى آشكارى گرديده است.

میبینید خداوند چه آشکار و با صراحت فرمان داده هر امری که دستورش توسط من و پیامبرم صادر شده باشد دخالت در آن جایز نیست؟؟

خداوند وقتی میفرماید اولیاء امر را اطاعت کنید حتمان آنها را به امت معرفی کرده که دستور اطاعت داده!!

خداوند وقتی کسی را معرفی میکند که بدون چون و چرا اطاعت کنید حتمان معصوم و بری از هرگونه پلیدی و اشتباه هستند !!

و خداوند وقتی فرمان میدهد از کسی اطاعت کنید حتمان وجود دارد و در میان امت هستند!! در صورت نبودش حتمان نماینده دارد!!!

و در آیه ﴿59﴾ سوره نساء جزء همین امر است!! که خداوند شور و مشورت را نهی کرده است!!

و جمله ((( هرکس خدا و فرستاده اش نافرمانی کند! ))) را به آیه 59 مرتبط کنیم میبینی که خداوند دستور اطاعت از فرستاده خود میدهد!! نه کس دیگر!! خواه رسول الله باشد!! یا  اولیاء الله!!

پس اگر رسول الله از اصول دین است!!! اولیاء الله هم از اصول دین است! زیرا نافرمانی از آن گمراهی تمام است!!!

میبینی که خداوند اجازه دخالت در اموری که دستورش به صراحت داده شده را از ما گرفته است و این حق خداست چرا که مالک اصلی جهان و دین ... خود خداست!!

الانعام: این آیه میگوید: خداوند اختیار دارد است که رسالتش را به دست چه کسی بسپارد!!!

وَإِذَا جَاءتْهُمْ آيَةٌ قَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتَى مِثْلَ مَا أُوتِيَ رُسُلُ اللّهِ (( اللّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ)) سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُواْ صَغَارٌ عِندَ اللّهِ وَعَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا كَانُواْ يَمْكُرُونَ ﴿124﴾

و چون آيتى برايشان بيايد مى‏گويند هرگز ايمان نمى‏آوريم تا اينكه نظير آنچه به فرستادگان خدا داده شده است به ما [نيز] داده شود ((( خدا بهتر مى‏داند رسالتش را كجا قرار دهد))) به زودى كسانى را كه مرتكب گناه شدند به [سزاى] آنكه نيرنگ مى‏كردند در پيشگاه خدا خوارى و شكنجه‏اى سخت‏خواهد رسيد

*********************************************

همچنین روایات زیادی از حضرت رسول (ص) نیز نقل شده که در کتابهای فراوانی آمده است و مبنی بر این است که حضرت هرگز اشاره ای بر این نکرده که خلیفه و سرپرستی امت به دست خود امت خواهد بود بلکه اختیار این امر دست خود خداست!!

یک نمونه: حضرت رسول (ص) برای هدایت قبائل به سوی آنها میرفت و آنها را به اسلام دعوت میکرد یکی از قبائل قبیله بنی عامر بن صعصعه است

رئیس این قبیله از حضرت پرسید: آیا اگر ما به شما بپیوندیم و اسلام بیاوریم و وقتی پیروز شدید آیا بعد از تو ولایت از ما میشود؟؟؟

حضرت فرمودند: این امر موکول به خداست!!!! و او هرکجا بخواهد قرار میدهد!!!!

سیره ابن هشمام: 2 / 32 ( 2 / 66)
الروض الانف: 1 / 264 ( 39 – 38 / 4)
بهحه المحافل: 1 / 138
السیره الحلبیه: 2 / 3
سیره زینی دحلان 1 / 302 ....................

*********************************************

>>2<< بخش دوم:

 حال که شورای تصمیم گیری برای انتخاب اولیاء امر باطل شد میرسم به انتخاب  امام از سوی خدا

در بخش دوم میپردازیم  مقام امامت که از اصول دین است و نتیجتاً امام و ولی یک جامعه از سوی خدا انتخاب میشود و کسی حتی پیامبران نیز به آن دخالت نمیکند!

ببینید خداوند در این خصوص چه میفرماید:

سوره بقره:

وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ ((( إِمَامًا ))) قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ﴿124﴾

و چون ابراهيم را پروردگارش با كلماتى بيازمود و وى آن همه را به انجام رسانيد [خدا به او] فرمود من تو را ((( پيشواى ))) مردم قرار دادم [ابراهيم] پرسيد از دودمانم [چطور] فرمود پيمان من به بيدادگران نمى‏رسد

خیلی جالب است انگار اهل سنت تا کنون این آیات به گوششان نخورده یا نفهمیدند که خداوند چه فرموده است!!

خداوند در این آیه ثابت میکند که مقام امامت از نبوت بالاتر و برتر است!!!! چرا؟؟؟

چون حضرت ابراهیم (ع) پیامبر بود و خداوند او را به کارهای سخت آزمایش کرد چون از آزمایش سربلند بیرون آمده خداوند به او ارتقاء درجه داد و امام کرد!!!

خوب وقتی کسی ارتقاء درجه میگیرد لابد به مراتب بالاتر میرود وگرنه خدا او را امام نمیکرد. پس مقام امامت از نبوت بالاتر است!!!

نکته بسیار جالب اینکه خداوند خود مقام امامت را به حضرت ابراهیم (ع) داد !!

و نکته جالب تر و مورد بحث ما این پرسش و پاسخ حضرت ابراهیم با خداوند است !!!

توجه کنید:

بعد از آنکه خداوند چنین مقامی به او بخشید او از خداوند سوال کرد آیا این مقام را به فرزند من هم میدهی؟؟؟

خداوند فرمود: عهد من به بیداگران نمیرسد !! یعنی اگر آنها اهل ظلم و ستم کجی باشند نمیتوانند به این مقام برسند.

و باز نکته!! با  همه تقوا و ایمان اسماعیل؛ میبینی خداوند نمیگوید باشد این مقام را به اسماعیل میدهم!!!

إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً

من در زمين جانشينى خواهم گماشت

تمام هدف خداوند از 124000 پیامبر و اینهمه آئین و کتاب و .... نسب خلیفه اینست که بشری به مقام بالا و والاتر برسد

این سیر اندک اندک باید شکل بگیرد تا یک انسان کامل و والا به وجود بیاید و از آن انسان انسانهای والا به جامعه عرضه شود و این خلیفه خدا چه کسی است که خداوند فرموده تمام این بساط ها و خلقت بشر  و کشاند آدم به زمین و بعد نسل در نسل مراتب برتر و برتر شود تا برسد به ولایت و آن خلیفه کسی جز رسول خدا(ص) و اهل بیت نبود و نیست و نخواهد بود.

این مبحث در ۵ بخش ادامه دارد..........

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/06/12;ساعت ;  توسط خواهران عطر یاسین;  | 

سوال دوم از اهل سنت خلفاء:

به تصور غلط اهل سنت، شیعه که بنا به فرمان خداوند باری تعالی و سفارشات اکید حضرت رسول(ص) اهل بیت پاک رسول (ص) را دوست میدارند

 و آنان را شفیع روز جزاء میداند و وسیله تقرب بیشتر به خدا میداند و در مصیبت های بزرگشان ضجه و گریه میکند و به سر و سینه میزنند! کافر، مشرک و رافضی و خونش هلال است!!!

اما معاویه دیو صفت و فرزند حرامزاده اش از یاران حضرت رسول (ص) بودند!! و خدمات ارزنده ای به اسلام کردند !!

در مورد کارزار با حضرت علی (ع) و حضرت امام حسن (ع) کشتن امام حسین(ع) و فرزندان و یاران پاکش فقط یک اشتباه کوچولو کردند!!!!!

که این موجب کافر شدنشان نمیشود!!! این را هم بعدش توبه کردند و رستکار شدند!!

 (آری آنان را که  رسول خدا (ص) فرمود هرکس اذیت کند مرا اذیت کرده و هرکس مرا اذیت کند خدا را اذیت کرده پس به یقین لشکر کشی وشمشیر کشی برآنها مقابله با خود خدا و رسول (ص) است!!!)

چگونه میشود گفت اکنون در بهشت برینند و معاذالله از دست حضرت رسول(ص) روزی میخورند؟!!!

و معاذالله حضرت رسول (ص) ممنون آنهاست که با خدعه و نیرنگ جان حضرت را، برادر حضرت را، داماد، این برگیزۀ خداوند را در امت آنقدر خار و کوچک کرد که امت لعن و نفرین بر حضرت علی را جزء عبادت های خود میدانستند! و میدانند!!

ومعاذالله حضرت رسول (ص) خرسند آنهاست  که بارها و بارها با اهل البیت پاک لشکر کشی کردند و صدها مسلمان را از دوطرف به کشتن دادند و این کینه و عدوت را در بین مسلمین از مولا (ع) و شیعیان کاشتند!!!

و معاذالله حتماً از معاویه تشکر ویژه دارد که عهد نامه با حضرت امام حسن (ع) را شکست و این فرزند نا خلفش را به جان اهلبیت پاک و اسلام و مسلمین انداخت  و ............

همه و همه یک اشتباه کوچولو بوده و موجب کافر شدنشان نمیشود!! و اگر اینچنین نبود امام حسن (ع) خلافت را به او واگذار نمیکرد پس حتماً معاویه لعنت الله علیه خوب و رستگار بوده!!! به خوبی عمر و ابوبکر و عثمان و اهل سنت خلفاء!!!

اما دوستی اهل بیت و گریه بر مصیبت انان یک اشتباه بزرگ و شرک به خداوند علی اعلاست؟!!!

به این پاراگراف که توسطه یکی از براردان سنی نوشته شده توجه کنید!

نویسنده: فاروق                                     چهارشنبه 30 مرداد1387 ساعت: 0:15

 خاندان ابوسفیان مسلمان شدند و یزید بن ابوسفیان و معاویه از مجاهدان مسلمان و فرماندهان پیروز در شام و فلسطین بودند. لذا به اسلام بسیار خدمت کردند. ظلمی از یزید بن ابوسفیان به اسلام نرسیده و خود ابوسفیان هم بعد از مسلمان شدن کاری خلاف دین نکرده. چرا به واسطه ی اقدامات قبل از اسلامش و یا اقدامات یزید وی را تخطئه کنیم؟!

به والله قسم اهل سنت خلفاء اگر قدرت میداشتند ماجرای کربلا را هم همانند ولایتی حضرت علی(ع) و غصب فدک و میراث حضرت زهرا و ظلم به خاندان عصمت را و شهادت مظلومانه حضرتش و ......... منکر میشدند!!!

ولی خدا چه نمایش قدرتی از نهایت حق در برابر نهایت باطل در کربلا برای اهل خرد به راه انداخت؟!!!!

حال سؤال این است؟!

آیا کدام گروه کافرند؟!

آن که یک اشتباه کوچولو میکند و  بر امام عصر خویش لشکر و شمشیر میکشد و فرزندان اهل بیت را به بدترین شکل به شهادت میرسان و به همه عالم اعلام میکند که آنان از دین خارج شدگانند؟!

یا آنها که بزرگترین اشتباهات نا بخشیدنی خود را مرتکب میشوند و بنا به فرموده حضرت رسول (ص) عاشق اهل بیت هستند و اکرام و بزرگی آنان را بر خود واجب میدانند؟!

اهل سنت خلفاء پاسخ دهند:

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/08;ساعت ;  توسط خواهران عطر یاسین;  |