دوستان و ایرانیان مسلمان! سلامی به شکو فجر انقلاب.
«« دهه ی فجر مبارکتان باد »»
ورود نورانی حضرت امام(ره) به ایران اسلامی مبارک باد
خدایا چشمان ما را همانگونه که به جمال امام نورانی کردید با ظهور آقا امام زمان دیدگان ما را به جمال آقا روشن بگردان!
آمین
ضمن اعلام انزجار از هتک حرمت ولایت و رهبری
وقت ان است که یکبار دیگر این بیانیه تازه شود!
بیانیـۀ شمارۀ (5) خواهران عطر یاسین(ص)
به نام خالق زیبائی ها که هرچه از اوست زیباست، و هرچه از ماست زشت و پر نقص!!
خواهران عطر یاسین تا کنون نه از هیچ شخص خاص جانبداری کرده اند! و نه با هیچ کس مخالفت!! هدفش فقط بیان حقایق بوده است.
شاهد این گفتار ما تمام مطالبیست که در این مدت یک ماه آپ شده است. بخوانید و خود قضاوت کنید:
امـــــا!! امــــــــا!
این کلام آخرما شاید اندکی بیان مخالفت با کودک صفتانی باشد که تا کنون برایمان بزرگ و عزیز بودند!
قبلاً از هوداران این آقایان از صراحت کلام عذرخواهی میکنیم.
موضوع: آیا یـــــــاسـیــن به گوش خــــــــر خواندن است؟!!
معمولاً وقتی یکی در شهر یا محله یا فامیل! روی دنده لج میافتد همه به نصحیت او بر میخیزند تا شتاید به هوش بیاید و اندک آبروی باقی مانده حفظ شود.
از پیر و گیس سفید فامیل گرفته تا امام جماعت و کدخدای محله و شهردار و ...
اگر سر عقل آمد!! فبها! ولی اگر به یکدندگی و لجاجت خود ادامه داد!! میگویند ولش کنید حرف زدن با او مثل یـــــــــس به گوش خـــــــر خواندنست!!
و بدتر از آن اینست که چون مردم او را به حال خود رها کنند خدا نیز او را به حال خود رها میکند!!
سوال ما از آقایان کروبی و موسوی این است:
شما به کدام دلیل منطقی، قانونی، اسلامی، اخلاقی، انسانی و... میگوئید رای 40 میلیون ایرانی باطل است؟! اگر دلیلی هست مدرک بیاورید!!
شما فردای قیامت جواب 40 میلیون نه!! 80 میلیون ایرانی را چه خواهید داد؟!
در تمامی حوزه ها تا دور افتاده ترین روستا نماینده داشتید!!
کدام از نمایندگان شما برای شما مستند، مدرک آوردند که در این حوزه و این صندوق تخلف شده است؟!
شما زمانی برای ما بزرگ و ارزشمند بودید!! مرد بودید!! صاحب عقل و منطق بودید!! سیاستمدار بودید!!
حال چگونه شده مثل کودکان در کوچه که بازی فوتبال میکنند وقتی گل شکست را میخورند قهر میکنند و میروند کنار مینشینند و میگویند نه قبول نیست از جا بازی کنیم!!
اینقدر بی ظرفیت که طاقت پذیرش شکست عادلانه را ندارید؟!
روزگاری ظرفیت دل شما دریائی بود!!
حال چگونه شده که به اندازه یک نعلبکی گنجایش ندارید؟
چرا اینقدر کودکانه رفتار میکنید!! بزرگ باشید!
چرا وقیی خودتان عقل و چشم بینا دارید چشمانتان را بسته اید و اختیارتان را داده اید دست عده ای کور که عصا کش شما شوند؟
چشمهایتان را باز کنید!!
ببنید آنهائی که دور شما را گرفتند و به شما خط میدهند کرم درون سیبی میمانند که سر در لجنزار خود فرو کرده اند و به محض آنکه اندک سری بیرون می آورند نور خورشید چشمانشان را کور میکند!! و دوباره سر درون همان سیب گندیده میکنند و فکر میکنند همه دنیا همان سیب کوچکیست که به گند کشیده اند!!
آنها حقیقت را گم کرده اند!!
آنها شما را هم از حقیقت دور کرده اند!
باور کنید اگر روزی بشود که باز بخواهید انتخاباتی صورت بگیرد تحت هر شرایطی، هیچ رای از آقای احمدی نژاد کم نخواهد شد!
بلکه رای شما با این افتضاحی که بالا اوردید به طور چشمگیری ریزش کرده خواهد بود!
پس شما که نصحیت هیچ عالم و سیاستمدارو بزرگ اندیشمندی را گوش ندادید!!
شما که سوز دلهای خردمندانه رهبر فرزانه را نادیده گرفتید!!
به این هشدار و تلنگر بیدار باش خواهران عطر یس توجه داشته کنید!
از خر شیطان پائین بائید و با همین 13 میلیون رای بازی یقل دو قل بکنید! و دل خوش بدارید! و فکر چهار سال دیگر را بکنید که خواهید خواست باز از همین مردم خردمند ایران رای سبز بگیرید!!
با این دید کودکانه چگونه میخواهید مملکت 80 میلیونی ایرانی خردمند را اداره کنید؟
بلند شوید!!
لباسهای خاکی خود را بتکانید!!
آبی بر سر و صورت خود بزنید!!
و عزت و شرف باقی مانده را حفظ کنید!
به بازی سیاسی خود ادامه بدهید و با رفتار کودکانه این پیروزی بزرگ امت اسلامی را تلخ نکنید!
دوستان واقعی شما آنهائی که درو شما را گرفتند و مثل کبک سر در برف کرده اند و یک متر انطرفتر را هم نمیبینند! نیستند!
دوستان واقعی شما همین مردم ساده و صادق!! همین امت با غیرت ایران!!
همین خواهران عطر یاسین هستند که هنوز هم به آبروی شما می اندیشند و برای حفظ آن دعا میکنند! در این شبهای با ارزش رجب احیا و ختم ام یجیب میگیرند!
نگذارید بیشتر ازاین عزت و شرف شما بازیچه عده ای هوسران از خود راضی شود!
نمیدانیم!! یــــــــــــــــس به گوش "" خر "" خواندیم یا "" آدم "" !!
امروز اگر شما سیاستمدارن در جامعه از عقل و منطق کم بیاورید روی نسل آینده تاثیر بد دارد!
چگونه توقع داشته باشیم که ورزشکاران و دانشجویان و هنرمندان و... در هر زمینه ای بلند نظر باشند و بتوانند در جای خود حق یا نا حق شکست را بپذیرند!
اگر همه بخواهند بخاطر حقی که نا حق نشده!! قیام کنند و مردم را به خود مشغول کنند دیگر سنگ روی سنگ نمی ایستند!
و اینها همه نتیجه اعمال زشت و پلید شما سیاستمدارانی خواهد بود که الگور دین و اخلاقی جامعه ی مدنی ما بودید!
اگر به این خباثت ادامه بدهید!! به والله قسم از سرتان نخواهیم گذشت!
خدایا آنچه گفتیم بخاطر تو بود!
پس تو که بهترین شنوائی از ما بپذیر.
والسلام
خطاب من به اصلاح طلبان است!
کسانی که همیشه در مناظرات و بیانات خودشان وقتی سخن از تقلب میشود تنها مدرکشان را تقسیم سیب زمینی و پول سهام عدالت و کشیدن ریل و ... میدانند!!
يعني فكر ميكنيد ملت فهيم ايران (24 ميليون راي دهنده) فقط بخاطر اين دروغهايي كه ما فقط از شما شنيديم راي به اقاي احمدي نژاد دادند؟؟؟!!!
تا کی به شعور سیاسی ملت فهیم ایرانی توهین میشود؟!
چرا توهین میشود؟!
شما شعور سیاسی ندارید دلیل نمیشود که ملت هم شعور سیاسی نداشته باشند!!
اقایان اصلاح طلب! ملت فهیم ایران اگر مالپرست بود که به اقای کروبی در دور قبل رای میداد!
چرا که اقای کروبی شعاری داد که هیچ نامزد رییس جمهوری تا کنون نداده بود!
مگر فراموش کردید که آقای کروبی با صراحت و قاطعیت تمام گفت به هر ایرانی ماهیانه نفری 50 هزار تومان پول نفت میدهم؟؟؟!!
از کودکی که به دنیا آمده تا پیری که میرود بمیرد از سرمایدار تا فقیر هر ایرانی نفری 50 هزار تومان!!!
ایا این تبلیغات نبود که اقای کروبی ازادانه گفت و امسال نیز 70 هزار تومانش کرده بود؟! و دهان حیرت همه ملت را باز کرده بود؟!
چرا بدون تقلب رای نیاورد؟!
مگر ماهیانه 50 هزار تومان برابر با چند کیلو سیب زمینی میشود؟!
مگر امسال محسن رضایی نیامد شعار داد که زنان خاندار را حقوق و مزایای بیمه میدهم؟!
حد اقل یک سوم جمعیت رای دهنده زنان خاندار هستند!
چرا آقای رضایی هم با این شعار رای نیاورد؟! حتی نیم میلیون!
چـــــرا؟!
چرا به شون ما ملت فهیم ایران اهانت میشود؟!
چرا شما اصلاح طلبان فکر میکنید مردم ایران گولخور و پولپرست و مادیگرا هستند؟!
چرا ملتی را که 30 سال بلکه بیشتر است هرچه را داشتند دادند تا نام اسلام باقی بماند را به مردم جاهل و پول دوست مقایسه میکنید؟!
چرا میپندارید ما خدا و رسول و قران و دین را فراموش کردیم؟!
چرا فکر میکنید ملتی که هزاران جوان مثل دسته گل خودشان را به سینه آتش فرستادند و بدنهای سوخته و پاره پاره را تحوبل گرفتند و گفتند خدایا شکرت بخاطر تو و بخاطر اسلام و قرآن تو!!
آنان را اینقدر سطحی نگر میپندارید؟!
چـــــــرا به شعـــــور مــــلــــت ایران اهانت میکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چـــــــــــــــــــــــــرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!
خدایا ما درد دلمان را به کی بگیم؟؟؟!!
خدیا ما صدایمان را چگونه به گوش این جاهلان مالپرست که ما را به مثل خودشان فرض کردند برسانیم؟؟؟!!!
برداشت از وبلاگ:
« النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ »» = «« مَنْ كُنْتُ مَوْلا هُ فَعَلِىُّ مَوْلا هُ »
عید غدیر خم و ولایت بر عموم مسلمین مبارک باد ![]()
به نام خداوند بخشنده و مهربان
موضوع: اثبات اصول ولایت از قران و سنت!
مبحث اثبات ولایت و اصول سوم از آئین پاک شیعه اثناء عشری را از طریق قرآن و سنت انشاالله
بعد از اثبات اصول دین اینکه اولیاء امر چه کسانی بودند ابتدا در رد خلافت و ضدیت آن با قران کریم بحث خواهد شد
و سپس در مورد آشنایی با اولی الامر!
راستی اولی الامر چه کسانی بودند؟
مقدمه:
اولین دلیلی که شیعه عقیده دارد ولایت بعد از نبوت مورد تایید دین مبین اسلام است و از اصول دین قرار گفته است این فرمان اطاعت مطلق بعد از خدا و نبی مکرم اسلام از سوی خداوند رئوف و مهربان است:
اى کسانى که ایمان آوردهاید! خدا را اطاعت کنید!! و پیامبر و اولیاى امر خود را [نیز] اطاعت کنید!!! ....
اگر توجه داشته باشید کلمه اطاعت کنید: (اطیعوا..) در ابتداء یکبار در مورد خداوند تعالی آمده است و یکبار هم در مورد حضرت رسول و اولی الامر مجزا آمده است و همین موضوع نشان میدهد که مرتبه حضرت باری تعالی از همه خلایق بر امر اطاعت بالاتر و برتر است که در این شکی نیست.
اما در مورد اطاعت از حضرت رسول و اولی الامر فقط یکبار کلمه (اطیعوا) امده است و این بیانگر آنست که اطاعت از اولیاء امر همردیف با اطاعت از رسول مکرم اسلام آمده است!
پس همانگونه که اطاعت آنها مطلق و بدون چون و چرا واجب آمده است بنابر این نافرمانی از آنها موجب کفرو و تباهی میشود!
در ادامه ابتدا برای تحقیق میرویم ببینم خداوند اطاعت مطلق (أَطِیعُواْ) برای چه کسانی واجب دانسته است؟
برای اینکه ببینیم چرا شیعه عقیده دارد اولیاء امر یعنی امامان!
و چرا عقیده دارد از امامت بعد از نبوت اصول دین است! به طریق مختلف مورد بررسی قرار میدهیم
1) اینکه خداوند فرمان اطاعت مطلق از اولیاء امر را همردیف با اطاعت از رسول مکرم اسلام بعد از اطاعت مطلق از خود آورده است!
در ادامه ابتدا برای تحقیق میرویم ببینم خداوند اطاعت مطلق (أَطِیعُواْ) برای چه کسانی واجب دانسته است؟
بخش اول: اطاعت از چه کسانی واجب است؟
این بخش را به سه قسمت تقسیم میکنیم:
الف: اطاعت از چه کسانی علامت ایمانست! و اگر اطاعت نشوند به کفر میرسد!
ب: و دیگر اینکه از اطاعت چه کسانی باز داشته و نهی کرده است!
ج: و دیگر اینکه فرمان اطاعت از چه کسانی نیامده است!
جواب الف:
در قران کریم به صراحت بارها و بارها اطاعت از خدا و رسولش مورد تایید است و سرباز زدن از اطاعت خدا و رسول خدا موجب کفر و یا باطل شدن اعمال است:
سوره : مائده / آیه: 92
1) و اطاعتخدا و اطاعت پیامبر کنید و [از گناهان] برحذر باشید پس اگر روى گرداندید بدانید که بر عهده پیامبر ما فقط رساندن [پیام] آشکار است
سوره : محمد/ آیه: 33
2) اى کسانى که ایمان آوردهاید خدا را اطاعت کنید و از پیامبر [او نیز] اطاعت نمایید و کردههاى خود را تباه مکنید
سوره : انفال / آیه: 46
3) از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و با هم نزاع مکنید که سستشوید و مهابتشما از بین برود و صبر کنید که خدا با شکیبایان است
سوره : ال عمران / آیه: 32
4) بگو خدا و پیامبر [او] را اطاعت کنید پس اگر رویگردان شدند قطعا خداوند کافران را دوست ندارد
اینها تمام بیانگر این است که اطاعت از خدا در گرو اطاعت از رسول خداست پس رسول خدا هرچه فرمان دهد تمام یارانش چه در زمان صدر اسلام ملکف به اطاعت بودند و در صورت فرمان بردن کافر میشدند
همین امر در حال حاضر و آینده نیز برای هر مسلمانی واجب بر اطاعت است در غیر اینصورت مسلمان نیست!
نکته اینجاست که وقتی خداوند فردی را معرفی کند و بگوید ایشان را اطاعت کنید اطاعت از او عین اطاعت رسول مکرم اسلام واجب میشود!
ب: و دیگر اینکه از اطاعت چه کسانی بازد داشته!
جواب ب:
سوره: ال عمران / آیه: 149
اى کسانى که ایمان آوردهاید اگر از کسانى که کفر ورزیدهاند اطاعت کنید شما را از عقیدهتان بازمىگردانند و زیانکار خواهید گشت.
در این ایه خداوند به شدت مسلمین را از اطاعت انهایی که کفر ورزیدند باز میدارد که شناخت این افراد بسیار مهم است.
قبلان مفصل آیه آوردم منظور خداوند از کسانی که کفر ورزیدند چه کسانی هستند!
بنابر این جهت یادآوری میگویم در قران به کسانی که به پیامبر خدا و دین اسلام ایمان آوردند ولی بعد در اثر نفاق و دوررویی و سستی از فرمان خدا دور شدند و به پیامبر خدا ستم کردند و فرمان حضرت را مورد تمسخر میگرفتند و .. اینها همه نشانه کفر ورزیدن است
منظور خداوند در این آیه کافران نیستند بلکه مسلمانانیست که اعمال کافران را دنبا میکنند! و در نتیجه کافر میشوند! یعنی مرتد!
خداوند ما را نهی کرده از اطاعت مسلمانماهای کافر کیش! چه از حکام جور باشد ! چه به ظاهر از علمای دین باشد! حتی اگر آن شخص پدر و مادر هم باشد!
قرآن کریم سوره عنکبوت:
و به انسان سفارش کردیم که به پدر و مادر خود نیکى کند و[لى] اگر آنها با تو درکوشند تا چیزى را که بدان علم ندارى با من شریک گردانى از ایشان اطاعت مکن!!! سرانجامتان به سوى من است و شما را از [حقیقت] آنچه انجام مىدادید باخبر خواهم کرد (8)
که خداوند چقدر ما را نهی کرده از تبعیت از پدر و مادر و نیاکان! و اطاعت را هم همراه با قید شرط آورده است.
ج: و دیگر اینکه فرمان اطاعت از چه کسانی نیامده است!
بقیه را در ادامه مطلب بخوانید:
ادامه مطلب...
بخش دوم:
اثبات اصول ولایت (2) معرفی و شناخت!
دوستان من دیدید که در بخش اول از قرآن بررسی شد که خداوند جز به سه مورد فرمان اطاعت مطلق داده است دیگر به هیچکس و هیچ چیز فرمان اطاعت مطلق نداده است!
اطاعت از خداوند یکتا و اطاعت از پیامبر و اولیاء امر
اى کسانى که ایمان آوردهاید! خدا را اطاعت کنید!! و پیامبر و اولیاى امر خود را [نیز] اطاعت کنید!!! ....
با توجه به اینکه طبق ایات قرآن کریم ثابت شد در نزد حضرت حق جایگاه اولیاء امر بعد از نبی مکرم اسلام است
یعنی جایگاه آنها برای ما امت محمد(ص) از جایگاه تمام انبیاء و اولیاء پیشین بالاتر و برتر است
به چند سوال باید پاسخ داد!!
1) اولیاء امر چه کسانی هستند؟
2) اولیاء امر از سوی چه کس یا کسانی برگزیده میشوند؟
3) آیا اولیاء امر از سوی خدا و رسول خدا به امت معرفی شده اند؟
4) اولیاء امر برای چه می آیند؟ کارشان چیست؟
5) وظیفه ما در قبال اولیاء امر چیست؟
اول لازم میدانم به این سوال جواب بدهم که: آیا اولیاء امر از سوی خدا و رسول خدا به امت معرفی شده اند؟
1) أَطِیعُواْ اللّهَ ..
آنچه مسلم و قطع است اینست که از حکمت و انصاف خدا به دور است که کسی را به بندگان خود معرفی نکرده باشد و نشانه هایی برای شناخت او نیاورده باشد بعد بفرماید اطاعتش کنید!
آنهم اطاعت بدون قید شرط! درست است؟
در این خصوص ابتدا در قران گشتی میزنیم ببینیم خداوند چه کسانی را بدون شناخت و آگاهی دستور اطاعت داده است؟
اول سراغ ذات اقدس باریتعالی میرویم!
خداوند آیا خودش را قبل از فرمان اطاعت معرفی کرده است و شناسه ای برای شناخت خود آورده است؟
124000 پیامبر با اینهمه کتاب اسمانی آمدند تا خدا را به بندگان بشناسانند و هرچه که در زمین و اسمان و ذرات پیدا و ناپیدا موجود است نشان از ذات اقدس خدا دارد
خداوند اول خودش را معرفی میکند بعد میفرماید مرا فرمان برید!! مرا اطاعت کنید!
خدا خود را اینگونه معرفی میکند! و نشان میدهد:
به نام خداوند رحمتگر مهربان
بگو اوستخداى یگانه (1)
خداى صمد [ثابت متعالى] (2)
[کسى را] نزاده و زاده نشده است (3)
و هیچ کس او را همتا نیست (4)
همچنین سوره حشر:
هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ ﴿22﴾
هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِکُونَ ﴿23﴾
هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاء الْحُسْنَى یُسَبِّحُ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ﴿24﴾
اثبات اصول ولایت از قران و سنت! به ادامه مراجعه کنید:
ادامه مطلب...
بخش سوم:
نشانه های اولیاء امر از قرآن کریم و سنت رسول(ص)
به راستی اولیاء امر چه کسانی هستند؟
این بخش نیز چند قسمت است!
الف: علم کامل! یا علم کتاب!
اولیاء امر باید عالم بر تمام امور دین و دنیا باشند!
و در حقیقت عالمترین فرد دنیا باشند!
برای این موضوع میرویم ببینیم ابتدا پیامبران خدا در امور علیم چه نشانه هایی داشتند و مسلم اولیاء امر نیز باید مانند پیامبران باشند
خداوند برای انتخاب پیامبران خود به پیامبری به مسایلی علمی توجه داشت؟
در مورد همه پیامبران مخصوصاً حضرت محمد (ص) خداوند علم و دانایی را از با اهمیت ترین نقطه انتخاب آنها میداند قبل آنکه حضرت را به پیامبری برگزیند علم کل ما سوا را به او می آموزاند!
اولین ابلاغ رسالت خداوند با حضرت محمد را به یاد بیاورید!
غار حرا سوره العلق:
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ ﴿1﴾
خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ ﴿2﴾
اقْرَأْ وَرَبُّکَ الْأَکْرَمُ ﴿3﴾
الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ﴿4﴾
عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ ﴿5﴾
پیامبری که سواد ندارد چگونه خداوند فرمان خواندن به او میدهد و از قلم و علم سخن میگوید؟
خداوند در ابتداء معرفی خود با پیامبر خاتم نکاتی بسیار علمی و حکیمانه بیان میکند خود همین مسئله نشان میدهد دین اسلام علمی ترین دین و پیامبر او عالمترین پیامبران است!
قرآن کریم بیانگر آن است که پیامبر دین کامل و خاتم رسولان از جمیع علوم ادیان و پیامبران دیگر نیز برخوردار بوده است.
قرآن کریم، سوره نحل:
[به یاد آور] روزى را که در هر امتى گواهى از خودشان برایشان برانگیزیم! و تو را [هم] بر این [امت] گواه آوریم! و این کتاب را که روشنگر هر چیزى است!! و براى مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتگرى است بر تو نازل کردیم (89)
همین آیه ها نشان میدهد خداوند کل قران و هر علمی که به عنوان پیامبری یک دین کامل نیاز دارد همان لحظه اول به حضرت نازل کرده است!
یعنی حضرت به علوم جمیع پیامبران به تنهائی تصرف داشتند!
اگر موسی توارت میدانست و علم باطل شدن سحرو شکافته شدن رود و بیرون آوردن نور خورشید از دستانش و .... میدانست پیامبر هم میدانست!
اگر حضرت سلیمان علم زبان جمیع حیوانان و جن و انس وباد و باران و ... را میدانست حضرت محمد (ص) هم میدانست!
و......
خداوند متعال در قرآن مجید سوره رعد مى فرماید:
کسانى که کافر شدند مىگویند تو فرستاده نیستى بگو کافى استخدا و آن کس که نزد او علم کتاب است میان من و شما گواه باشد (43)
و پوشیده نیست که قرآن مجید، علم الکتاب را اقیانوسى از دانش مى داند که اسرار هستى در آن نهان است.
مثلا سوره نمل آیه 75 مى فرماید:
((و ما من غائبة فى السماء والارض الا فى کتاب مبین))
هیچ غیبى در آسمان و زمین نیست مگر اینکه در کتاب آشکار قرار دارد.
و در سوره سبا آیه 3 مى فرماید:
هیچ ذره اى در آسمان و زمین و یا کمتر و یا بیشتر نیست مگر اینکه خداوند آنرا مى داند و در کتاب مبین قرار دارد.
و در سوره انعام آیه 134 بطور واضح مى فرماید:
کلیدهاى غیب نزد خداوند است ، به جز او کسى از آن آگاه نیست ، او مى داند آنچه در خشکى و دریاست ، هیچ برگى بر زمین نمى افتد مگر اینکه مى داند، هیچ دانه اى در تاریکى زمین و هیچ تر و خشکى نیست مگر اینکه در کتابى واضح قرار دارد.
((و لا رطب و لا یابس الا فى کتاب مبین ))
میبینید خداوند چگونه علم تمام کتاب را به حضرت نازل کرد و او را از جمیع پیامبران عالمتر و داناتر قرار داد!
پس نتیجه میگیریم که علم در نزد خدا برای تمام ادیان مهم بوده است اما در دین اسلام و نزد پیامبر خاتم از ارزش و اهمیت ویژه ای برخوردارد بوده است!
برای درک بیشتر یک مقایسه ای داریم بین علم خاتم النبیین با دیگر پیامبران
و براى اینکه به عظمت این علم الکتاب بیشتر آگاه شویم نگاهى مى اندازیم به داستان حضرت سلیمان و بلقیس که در قرآن مجید آمده است .
قران کریم سوره نمل آیه 40
در این جریان ، حضرت سلیمان از اطرافیان خود پرسید:
کدامیک از شما تخت بلقیس را قبل از اینکه او و افرادش بیایند نزد من حاضر مى کند؟
یکى از جنیان گفت : من آن تخت را قبل از اینکه شما از جاى خود برخیزى حاضر مى کنم !
در این میان قرآن مى گوید: کسى که در نزد او دانشى بود!! توجه داشته باشید که معنای دانشی یعنی کسی که علم اندکی دارد!
((قَالَ الَّذِی عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْکِتَابِ ...))
گفت : من آنرا زودتر از بهم خوردن پلک چشم تو حاضر مى کنم ! و این کار را کرد.
توجه دارید که قرآن مجید دارنده این قدرت را به عنوان کسى که اندکى از علم کتاب را دارد یاد مى کند، و از این نکته معلوم مى شود که دانش این کتاب باید بسیار گسترده باشد که اندکى از آن ، اینگونه انسان را قدرتمند مى کند و لذا در احادیث متعدد از اهل البیت علیهم السلام ذکر شده است که فرمودند:
دانش آنکه بخشى از علم الکتاب را داشت در مقابل دانش کسى که تمامى علم کتاب را دارد همانند ترى بال مگسى است از آب دریا!!
تفسیر نورالثقلین ، ج 4، ص 87 ازتفسیر على بن ابرهیم .
میدانید که در علم هیچکس را بر پیامبران اولوالعزم برتری نمى کنند.
خداوند تبارک و تعالى در مورد موسى علیه السلام فرمود: اعراف
((و کتبنا له فى الالواح من کل شى ء موعظة ))
در الواح [تورات] براى او در هر موردى پندى و براى هر چیزى تفصیلى نگاشتیم پس [فرمودیم] آن را به جد و جهد بگیر و قوم خود را وادار کن که بهترین آن را فرا گیرند به زودى سراى نافرمانان را به شما مىنمایانم (145)
و نفرمود تمامى موعظه ها را!!
و در مورد حضرت عیسى سوره زخرف فرمود:
((و لیبین لکم بعض الذى تختلفون فیه ))
و چون عیسى دلایل آشکار آورد گفت به راستى براى شما حکمت آوردم و تا در باره بعضى از آنچه در آن اختلاف مىکردید برایتان توضیح دهم پس از خدا بترسید و فرمانم ببرید (63)
و نفرمود همه آن را،
ولی در مورد رسول خدا و علم او فرمود:
[به یاد آور] روزى را که در هر امتى گواهى از خودشان برایشان برانگیزیم و تو را [هم] بر این [امت] گواه آوریم و این کتاب را که روشنگر هر چیزى است و براى مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتگرى است بر تو نازل کردیم (89)
میبینید خداوند تمام کتاب روشنگر را به حضرت رسول یکجا نازل کرد
با این ایات دلالت محکمی است مبنی بر اینکه علم رسول خدا از جمیع خلایق برتر و ولاتر است!
خب! آیا باید کسی که فرمانده مطلق میشود برای اعصار و قرنهای بعد تا یوم القیامت چنین عالم و خردمند باشد؟ یا نه؟
حالا تمام اینها چه ربطی به اولیاء امر دارد؟
ادامه مطلب میخواهیم ثابت کنیم این کتاب بعد از نبی مکرم اسلام به امامان معصوم(ع) رسیده است. انشاالله
یا اولیای الله از این کتاب و این علم حضرت بهرهای بردند یا نه؟
ابتدا سخنم را با قرآن و سنت بیان میکنم زیرا ابلاغگر و معرف اولیاء امر اللهی از سوی نبی مکرم اسلام بوده است
بنابر این باید خصوصیات اولیاء امر اللهی هم از سوی ایشان به امت ابلاغ گردد!
سراغ روایات تاریخی میرویم ببینیم در امت محمد(ص) چه کسانی به عنوان عالم و به علوم کامل قرآن و سنت معرفی شده اند و چه کسانی عالم بودند؟
این بخش ادامه دارد
ادامه مطلب بخش سوم / علم کتاب:
«« علم کتاب و اولیاء الله »»
چون دین اسلام علمی ترین و کاملترین ایین جهان است بنا بر این مبلغین و هادیان آن نیز باید از جمیع علوم برخوردار باشند!
و هرگز ؛ هرگز، امکان ندارد کسی از علمی برخوردار نباشد بخواهد مردم را درست راهنمایی بکند!!
قران کریم: یـونـس آیه 35
آیا کسى که راهنمائى مى کند بحق ، سزوارتر است از او پیروى کنند؟ یا کسى که راه نیابد مگر آنکه راهنمائیش کنند؟!
پس بنابر این لازمه هدایت مردم به صراط مستقیم و آشنایی با کتاب خدا اول برخورداری از علم آن کتاب است!
خداوند اولیاء امر را که برای هدایت دین مبین اسلام آورده است بنابراین باید از عالمترین و داناترین افراد انتخاب کند!
(1) رسول اکرم (ص) عالم بعد از خود را اینگونه معرفی میکند تا مردم از گمراهی نجات پیدا کنند:
فـقال انا مدینه العلم و على بابها فمن اراد المدینه و الحکمة فلیاتها من بابها
مـن شـهـر علمم و على در آن شهر است ، پس هر که بخواهد حکمت (ودانش ) را بیابد باید از درگاهش وارد شود
در کـفـایـة الخـصـام صـفـحـه 628 در سـخـن حـضـرت رسـول کـه فـرمـود « انـا مـدیـنـة العلم و على بابها» 16 حدیث از روایات عامه را نـقـل کـرده اسـت
من به نقل یک حدیث اکتفا میکنم:
از ابـن مـغازلى شافعى که بسند خود از ابن عباس روایت کرده رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
من شهر علمم و على در آن شهر است و کسى که طالب علم باشد باید از درب آن در آید.
روایتی دیگر:
ابن عباس گوید:
روزى عمر بن خطاب به امیرالمؤمنین (با اعتراض ) گفت :
اى ابا الحسن وقتى از تو سوالى مى کنند چرا شما در نظر دادن شتاب مى کنى ؟
(یعنى چرا با درنگ و تفکر پاسخ نمى دهى ) حضرت على علیه السلام در پاسخ او، دست خود را باز کرده فرمود:
این چند تاست ؟
عمر بلافاصله گفت : پنج تا، حضرت فرمود:
چرا در نظر دادن عجله کردى ؟ عمر گفت :
این مساءله (جزیى ) بر من پوشیده نیست (یعنى نیاز به درنگ ندارد) حضرت فرمود:
من در امورى که بر من پوشیده نیست پر شتاب ترم ) یعنى علوم در نزد من همچون این مساله ساده است و نیاز به درنگ و تفکر ندارد)
آرى چگونه چنین نباشد در حالیکه علماى اسلام اعم از شیعه و اهل سنت روایت کرده اند که پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله فرمود:
انا مدینه العلم و على بابها
بحارالانوار، ج 40، ص 147
(2) و ایا اولیاء دیگر هم از این علوم نسبی دارند؟
امام ششم علیه السلام روایت شده که فرمود:
کار خدا اءجل و اءعظم است ازاینکه بنده اى از بندگان خود را حجت قرار دهد و از اخبار آسمان و زمین چیزى از او مخفى بدارد.
حـاصـل آنـکـه خـلیـفـه خـدا بـایـد عـالمـتـر از جـمـیـع امـت در امـور بـاشـد.
روایتی دیگر:
سدیر گوید:
من و ابوبصیر و یحیى بزاز و داود بن کثیر در منزل امام صادق علیه السلام بودیم که دیدیم حضرت با حالت ناراحتی آمد وقتى نشست فرمود:
شگفتا از کسانى که مى پندارند ما علم غیب داریم ، جز خدا کسى غیب نمى داند، من مى خواستم خدمتکار را تنبیه کنم ، گریخت و من نمى دانم در کدام اتاق رفته است !
سدیر گوید:
وقتى حضرت از مجلس برخاست و به داخل منزل رفت ، من و ابوبصیر و میسر به دنبال حضرت رفتیم و گفتیم : فدایت گردیم از شما چنین سخنانى شنیدیم در مورد آن خدمتکار، ما مى دانیم که شما دانشى فراوان دارى و علم و غیب را هم به شما نسبت نمى دهیم .
حضرت (براى اینکه حقیقت امر روشن گردد) فرمود:
اى سدیر آیا قرآن نخوانده اى ؟ عرض کردم : آرى . فرمود:
در قرآن یافته اى این آیه را
قال الذین عنده علم من الکتاب انا آتیک به قبل ان یرتد الیک طرفک ؛
کسى که از علم کتاب بهره اى داشت گفت من آن تخت را قبل از بهم خوردن چشم تو نزد تو حاضر مى کنم
سدیر گوید: عرض کردم : فدایت شوم خوانده ام . فرمود:
آیا آن مرد را مى شناسى و مى دانى چه مقدار از علم کتاب نزد او بود؟ عرض کردم :
شما مرا آگاه کنید. فرمود:
به مقدار یک قطره در مقابل دریاى سبز! این مقدار در مقابل علم کتاب چقدر خواهد بود؟ عرض کردم :
فدایت شوم این خیلى کم است . حضرت فرمود:
اى سدیر چقدر زیاد است ؟ (اگر بدون مقایسه در نظر گرفته شود) وقتى خداوند صاحب آن را به علم نسبت مى دهد.
اى سدیر آیا در کتاب خداى عزوجل خوانده اى :
قل کفى بالله شهیدا بینى و بینکم و من عنده علم الکتاب ؛
بگو خداوند و کسى که علم کتاب نزد اوست ، میان من و شما به عنوان گواه کافیست .
عرض کردم : فدایت شوم خوانده ام . فرمود:
کسى که تمامى علم کتاب نزد اوست فهمش بیشتر است یا کسى که برخى از دانش کتاب را دارد؟
عرض کردم : نه ، کسى که تمامى علم کتاب را دارد (برتر است ) آنگاه حضرت در حالى که با دست خود به سینه اش اشاره مى کرد دو بار فرمود:
علم الکتاب و الله کله عندنا؛ به خدا سوگند همه علم کتاب نزد ماست .
نتیجه:
اولیاء امر علم غیب ندارند مگر آنچه خدا به آنها الهام کرده است و آنچه آنها میدانند از اسرا نهانی قرآن کریم است که ما از آن نسیبی به اندازه پر کاه نبرده ایم
ادامه مطلب را حتمان بخوانید:
ادامه مطلب...
مناظره با شامى به وسيله شاگردان امام صادق(ع)
ضمن عرض تسلیت شهادت امام صادق علیه السلام به همه شیعیان و دوستداران اهل البیت نبوه
مرحوم شيخ طوسى رضوان اللّه تعالى عليه به نقل از هشام بن سالم حكايت فرمايد:
روزى به همراه جماعتى از اصحاب حضرت ابو عبداللّه ، امام جعفر صادق عليه السلام ، در مجلس و محضر مباركش نشسته بوديم ، كه شخصى از اهالى شهر شام اجازه گرفت و سپس وارد مجلس شد و سلام كرد.
امام عليه السلام جواب سلام او را داد و فرمود: بنشين .
پس از آن كه نشست ، حضرت او را مخاطب قرار داد و فرمود:
اى مرد شامى ! خواسته ات چيست ؟
و براى چه به اين جا آمده اى ؟
آن شخص اظهار داشت : شنيده ام كه شما نسبت به تمام علوم و به همه مسائل آشنا و عالم هستى ، لذا آمده ام تا مناظره كنم .
حضرت فرمود: در چه موردى ؟
عرضه داشت : پيرامون قرآن ؛ و حروف مقطّعه و إ عراب آن .
حضرت فرمود: مطالب خود را در اين رابطه با حمران بن اءعين در ميان بگذار.
مرد شامى گفت : مى خواهم با شخص خودت مباحثه و مناظره نمايم ، نه با ديگران .
امام عليه السلام فرمود: مسائل خود را با حمران مطرح كن ، چنانچه بر او غلبه كردى ، بر من نيز غالب خواهى شد.
پس از آن ، شامى با حمران مشغول مذاكره و مناظره گرديد، به طورى كه خود خسته و عاجز گشت .
حضرت فرمود: اى مرد شامى ! او را چگونه يافتى ؟
پاسخ داد: او را شخصى متخصّص و آشنا يافتم ، هر آنچه سؤ ال كردم ، جواب كاملى شنيدم .
سپس عرضه داشت : چنانچه ممكن باشد مى خواهم با خودت پيرامون علوم عربى مناظره نمايم ؟
امام صادق عليه السلام اشاره به اءبان بن تغلب نمود و اظهار داشت : آنچه مى خواهى با اين شخص مناظره كن.
مرد شامى كنار اءبان بن تغلب رفت و در مناظره با او مغلوب شد، اين بار به حضرت گفت : مى خواهم در علم فقه مناظره كنم .
حضرت در اين مرحله يكى ديگر از شاگردان خويش را به نام زراره ، معرّفى نمود و به مرد شامى فرمود: با او مناظره كن ، كه تو را در مسائل ، قانع مى نمايد.
و چون با زراره مباحثه و مناظره كرد، نيز مغلوب گشت و شكست خورد؛ حضرت را مخاطب قرار داد و گفت : اين بار مى خواهم با خودت درباره علم كلام مناظره نمايم .
امام عليه السلام اين بار نيز به يكى ديگر از شاگردان خود به نام مؤ من طاق خطاب نمود و فرمود: اى مؤ من طاق ! با اين مرد شامى در آنچه كه مى خواهد مناظره نما.
پس او طبق دستور حضرت با مرد شامى در علم كلام مناظره نمود و بر او غالب گرديد.
و بر همين منوال با هشام بن سالم در توحيد و خداشناسى ؛ و بعد از آن با هشام بن حكم پيرامون امامت و خلافت مناظره انجام گرفت و مرد شامى شكست خورد.
و امام جعفر صادق عليه السلام شادمان بود و تبسّم مى نمود.
سپس شامى اظهار داشت : مثل اين كه ، خواستى به من بفهمانى ، كه در بين شيعيان شما اين چنين افرادى وجود دارند كه در علوم مختلف آشنا و مسلّط مى باشند؟!
حضرت فرمود: اين چنين فكر كن .
و پس از صحبت هائى حضرت فرمود: خداوند متعال حقّ و باطل را در كنار يكديگر قرار داد؛ و پيامبران و اوصياء را فرستاد تا بين آن دو را جدا سازند؛ و انبياء را قبل از اوصياء منصوب نمود تا فضيلت و عظمت هر يك بر ديگرى روشن شود.
مرد شامى در اين لحظه گفت : خوشا به حال كسى كه با شما همنشين باشد.
امام عليه السلام در پايان فرمود: جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل با رسول خدا - صلوات اللّه عليهم - همنشين بودند؛ و اخبار و جريانات را از طرف خداوند متعال براى آن حضرت مى آوردند.
سپس مرد شامى اظهار داشت : ياابن رسول اللّه ! آيا ممكن است ، كه من هم جزء شيعيان شما قرار گيرم ؟
و مرا نيز از علوم و بركات خود بهره مند فرمائى ؟
حضرت هم او را پذيرفت و به هشام فرمود: مسائل مورد نياز او را تعليمش بده ، كه برايت شاگردى شايسته باشد
اختيار معرفة الرّجال : ص 275، ح 494.
نمیخواستم دیگر وارد سیاست بشوم!!
اما مگه میگذارند؟؟
فرار موسوی از اجتماع انبوه مردم در روز قدس!!

مردم شدیداً از آنها میخواهند از خر شیطان بیایند پائین

نکته هائی در این تصویرها هست که نشان میدهد موسوی در روز قدس مورد خطاب شدید مردم قرار گرفته و متوجه شده است که جایگاهی بین مردم ندارد آنهم تهرانی که ادعا میکند مردم خیلی بهش رای دادند و هوادار او هستند
از این جهت اقدام به فرار کرد و خیلی زود صحنه را ترک کرد
کروبی هم چندین بار مورد خطاب شدید مردم قرار گرفته است و مردم شدیداً از آنها میخواهند از خر شیطان بیایند پائین
اما کو گوش شنوا؟!
نکته جالب تر در روز قدس این بود که به اصطلاح طرفدران موسوی از تمامی کشور اطلاع رسانی شده بودند و در یکجا جمع شده بودند این جمعیتی بود که شما قسمتی از تصویر آن را در سیما دیدید
حدود 700 الی 1000 نفر در برابر جمعیت میلیونی عددی نبودند که موسوی به آنها دلخوش کرده است!
چون اکثر آنهائی که به موسوی رای دادند بعد از این جریانات و خطبه مقام معظم رهبری خط خودشان را از این جنبش سبز جدا کردند
و باز نکته جالبتر از همه موسوی کسانی را که در این تعداد جمعیت اندکم هم شعار های ضد اسلامی مانند (جمهوری ایرانی) با حذف نام اسلامی را میدادند گفته اینها از ما نبودند!!
اگر اینها را هم از جمعیت روز قدس جدا کنیم طرفداران موسوی جز آن تعداد از مسئولان دفتر و فامیل و آشنایان و عضو دفتر و محافظان نمیباشند که روی هم رفته 100 الی 200 نفر..
من میخواهم بگویم آقای موسوی 100 الی 200 نفر هوادار فریبخورده ارزش آن را داشت آبروی اینهمه سالها جهاد و حماسه را بریزی؟؟
این تذهبون؟
قسمتی از بیانیه حامیان جنبش سبز:
احمد توكلي بعضي شعارهاي مطرح شده در جريان راهپيمايي روز قدس را نشانه عدم پايبندي حـاميـان جنبـش سبـز به مباني انقلاب دانسته و خواستار اعلام برائت موسوي و خاتمي از حاملانايــن شـعــارهـا شـده است. مهمترين شعارهايي كـه مـوجـب اعتـراض تـوكلـي گرديده، يكي تاكيد عدهاي از شعار دهندگان بر عبارت <جمهوري ايراني> بوده و ديگري شعار <نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران.> مشخص نيست توكلي با كلام منطق، مسئوليت اين شعارها را مستقيماً متوجه دو رهبر اصلاح طلب ميداند؟ كساني كه مسئوليت شعار چند جوان حامي خاتمي و موسوي را به حساب اين دو ميگذارند آيا حاضرند مسئوليت حمله به خاتمي با سلاح سرد و اهانت به موسوي را هم متوجه كساني بدانند كه در روزهاي اخير، زمينه هتاكي و حمله فيزيكي به موسوي و خاتمي را فراهم نمودند..............
خود حکایتها بخوان از این مجمل





